گفتمان روشنگر در مورد اندیشه های بنیادین - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٨ - مباحث ايدئولوژى
تكامل و مسأله حركت از ساده به پيچيده به پيش مىرود. اصل ديگرى كه اصل اساسى ديالكتيك و گوهر ديالكتيك ـ به تعبير آقايان ـ قلمداد مىشود، همانا مسأله تضاد است. كه اين مسأله را در دور بعدى بحث خواهم كرد.
مجرى: اشكالى ندارد. آقاى طبرى و شما ـ آقاى نگهدار ـ دو پنج دقيقه از ده دقيقه دوره جديد را نيز استفاده كرديد.
آقاى طبرى: من ٥ دقيقه وقت دارم.
مجرى: بله در اين ٥ دقيقه شما تعريف [اصولى را] بيان فرموديد و آقاى نگهدار هم دلايل [آنها] را بيان فرمودند. لذا همانطور كه آقاى سروش فرمودند شما هم دلايل اين تعاريف خودتان را بيان بفرمائيد.
آقاى طبرى: البته فرصت ٥ دقيقهاى براى ورود در بحث برهانى ميزان خيلى كمى است مگر اينكه اميدوار باشيم اين بحث ادامه پيدا كند و در جلسات بعدى بتوانيم وارد دقّتهاى بيشترى بشويم. تا كنون از طرف جناب آقاى مصباح و جناب آقاى سروش مطالبى به صورت سؤال مطرح شد و مايل هستم دربارهاش توضيح بدهيم. آقاى سروش نكتهاى را درباره تكامل منطق صورى گفتند و دقّتى وارد كردند كه من با نظريات ايشان مخالفتى ندارم. بههر حال اين كه فرمودند «بيكن» و «استوارت ميل» نوع ديگرى منطق را بسط دادهاند، وارد يك بحث فنّى شدهاند كه من وارد آن بحث فنّى نمىشوم. براى اينكه بحث فنّى در اينجا لزومى ندارد. «راسل» و ديگران به شكل ديگرى عمل كردند. «وايتهد» و ديگران منطق رياضى را آوردند و به شكل ديگرى عمل نمودند كه بحثى فنّى است. آنچه كه مربوط به ديالكتيك است و ايشان پرسيدند اين است كه در داخل اين جريان ديالكتيك چه نقشى دارد؟ من عرض كردم كه ديالكتيك منطق مضمونى است. اسلوب معرفت است. در عين حال يك تئورى معرفت هم هست. يعنى جهان را هم توصيف مىكند نه اينكه فقط اسلوب باشد. پس هم اسلوب معرفت است و هم تئورى معرفت است. يك منطق مضمونى است كه تناقضى با اشكال مختلف و ديگر منطق[ها]ندارد. مثلا فرض كنيد اگر «بيكن» و «استوارت ميل» و ديگران آمدهاند استقرا را بسط دادهاند و به آن تكيه كردهاند واصل تجربه را بنياد تفكر دانستهاند، اشخاصى مثل «راسل» و «وايتهد» و ديگران آمدهاند و