گفتمان روشنگر در مورد اندیشه های بنیادین - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٧٤
پيدا مىكنند. آن چيزى كه در هستى اتفاق مىافتد پيچيدهتر از آن است كه بشود آن را ساده كرد و يك بُعد تغيير كمّى را ـ مثلا ـ رشد اندامها، آن هم اندامهاى حركتى را در نظر بگيريم و به كمك آن بخواهيم انواع را توضيح بدهيم. بلكه مكانيسمها خيلى پيچيدهتر است. بخصوص در حركات اجتماعى و بيولوژيك، مكانيسمها بسيار پيچيدهتر از آن است كه بخواهيم به شكل ساده مطلب را مطرح بكنيم.
مجرى: چند دقيقه از وقت اوّل بيشتر صحبت كرديد. اگر نكته اساسى وجود دارد با احتساب از نوبت دوم مىتوانيد بيان كنيد.
آقاى نگهدار: نكته ديگرى را در مباحث گذشته مىخواستم بيان كنم ولى مجال فراهم نشد و در اينجا توضيح مىدهم. مربوط به مسأله تغييرات و انباشت تغييرات كمّى و كيفى است. اين مسأله به اين دليل كه به مسائل حادّ اجتماعى برمىگردد، اتفاقاً مورد نزاع و كشمكش خيلى حادى بوده و در گذشته هم جنجالهاى بسيار زيادى در ردّ اين نظر از جانب فلاسفه غربى به پا شده و ماركسيستها هم بخصوص روى اين جنبه در پديدههاى اجتماعى تأكيد خاص دارند و بر روى قانون تغييرات كمّى و كيفى تأكيد مىكنند. من يك جنبه از توصيفات در مورد قانون تغييرات كمّى و كيفى در جامعه را در دور قبلى صحبت خودم، مطرح كردم. در اين دور به آن جنبه از تغييرات كيفى كه در جامعه نفى شده مىپردازم. مثلا انقلاب به آن مفهوم كه تغييرات بنيادين در ساخت اجتماعى بوجود بياورد نفى مىشود. تعبير فلسفى كه از اين گونه [مثالها]مىكنند [اين است] كه قانون تبديل تغييرات كمى به كيفى عاميّت ندارد و تغييرات كمّى و كيفى و اين گونه حدها در عالَم خارج وجود ندارد و مىتوانيم از طريق رفرم و اصلاح، تمام مسائل و مشكلاتى را كه داريم، حل بكنيم. تعبير ديگرى كه به غلط از اين قانون بعمل مىآيد اين است كه اساساً قائل نيست كه تدريج و يا انباشت تغييرات كمّى، ضرورى و يا اساساً براى ايجاد تحوّل كيفى در جامعه غيرقابل اجتناب است. مثلا قبل از اينكه چنين حركت اجتماعى وسيعى از جانب تودههاى وسيع ميليونى در همين انقلاب كه براى ما مملوسترين چيز و قابل دركترين چيز است، اتفاق بيفتد، سرنگون كردن آن سيستم ـ شاهنشاهى ـ و درهم كوفتن آن امكانپذير نبود و با حركت من و او و يا حركات پراكندهاى كه صورت مىگرفت امكانپذير نبود. هرچند ادعا