گفتمان روشنگر در مورد اندیشه های بنیادین - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٧ - مباحث ايدئولوژى
مىشود، همين آب است. آنگاه كه آب گرم مىشود آهسته به ٣٠ درجه، ٤٠ درجه، ٩٠ درجه تغيير مىيابد، همين كه به ١٠٠ درجه رسيد به جوش مىآيد. اين نقطه را نقطه تغيير كيفى مىگويند كه ديگر آب نيست و بلكه چيزى ديگر است به اسم بخار كه باز هم درجه حرارتش ارتقاء پيدا مىكند و مىتواند بالا برود كه در آن مرحله ديگر بخار است. اين نقطه عطف را تغيير كيفى مىگويند. يا مثلا در جامعهاى كه در حال تغيير است ابتدا نيروهاى توليدى جامعه رشد پيدا مىكنند و ابزارهاى نوينترى بوجود مىآيد. بتدريج اين رشد ادامه پيدا مىكند تا مرحلهاى كه به انقلاب اجتماعى بدل مىشود و تغيير كيفى بوجود مىآيد. مثلا سيستم زميندارى بزرگ يا فئوداليسم و مالكيت بزرگ ارضى در هم شكسته مىشود و سيستم ديگرى كه مبتنى بر توليد صنعتى و سرمايهدارى است بوجود مىآيد و بعد اين هم در پروسه و فرايند تكاملى و رشد خود به سيستم ديگرى بدل مىشود. البته ظاهراً آقاى سروش هم با اين نظرات در مورد تئورى تاريخ و تحوّل تاريخى موافق نيستند. ايشان معتقد نيستند كه تكامل تاريخى قابل پيشبينى يا قابل ارزيابى است.
اگر من يكى دو دقيقه ديگر وقت داشته باشم راجع به تضاد و تكامل صحبت مىكنم. ما وقتى راجع به تأثير متقابل يا كميّت و كيفيت صحبت مىكنيم حتماً بدنبال آن بايد مسأله تكامل را هم توضيح بدهيم. ما معتقد به تكامل هستيم. يعنى تكامل را يك پديده و يك اصل عام مىدانيم كه بر روى تمام هستى حاكم و ناظر است. تكامل يعنى چه؟ يعنى پديدههايى كه در جهان تكوين پيدا مىكنند، بدون جهت تغيير پيدا نمىكنند؛ يعنى بدون سمت و بىجهت و بدون دليل تغيير پيدا نمىكنند، بلكه اين حركت حركتى است تكاملى و از ساده به پيچيده در حال تغيير هستند. اگر بخواهيم از پيدايش و تكامل حيات مثال بياوريم، ابتدا موجودات تك سلولى در زمين بوجود آمدند و بعد اينها به هم پيوستند و موجودات پر سلولى بوجود آمدند و سپس در ميان سلولها تقسيم كار انجام گرفت و... اينها مثالها و دلايل و يا به زبان ديگر شواهدى است كه براى اثبات مسأله تكامل به عنوان نمونه آورديم. و يا در موجودات چند سلولى، تقسيم كار در اندامهاى اين چند سلولىها بوجود مىآيد و بعد به تدريج تكامل پيدا مىكند تا انسان و جامعه انسانى كه اكنون مىبينيم پديد آمدهاند. خلاصه مسأله