گفتمان روشنگر در مورد اندیشه های بنیادین - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٥٥
وجود دارد كه در واقع در طول تعريف ما از كيفيت و كيفيت ماهوى قرار مىگيرد و تشخّص شىء را معيّن مىكند يعنى تعيّن آن شىء يا پديده را معيّن مىنمايد و هويت آن را معيّن مىسازد و ما آن را كيفيّت مىناميم و اصطلاح صورت نوعيه را كه به معناى يكى از جواهر خمسه است به كار نمىبريم، بلكه ما آن را هم نوعى كيفيت مىدانيم. به هر جهت ما كميت و يا كيفيت را جهات مهم واقعيت عينى مىدانيم. اشيا و پديدهها با آنكه يك روند و پروسه هستند و در حال حركت دائمى و زايش و بالش و پژمردن و زوال مىباشند، ولى پايدار هستند [يعنى] با وجود در روندبودن و متحرك بودن اشيا و پديدهها ولى هرگز به اين معنا نيست كه آنها ناپايدار هستند و در حالت عبور دائمى و صيرورت دائمى هستند و شكلى از خودشان ندارند و يا اصلاً ديگر غيرقابل تفكيك و غيرقابل تشخيص هستند و متنوع و متكثر نيستند. هرقدر هم كه شىء متغير باشد، در مدت زمان معيّنى اين چيز است و آن چيز نيست. يعنى داراى تشخّص كيفى و تشخّص كمّى است. داراى تعيّن كيفى و تعيّن كمى است. همين تعيّن است كه پايه پايدارى و ثبات شىء است. در [عين حال كه] پايه تكثر و تنوع اشيا و پديدههاى جهان [است] در همان حال وحدت گوهر دارد. يعنى تكثر و تنوع در عين وحدت است. كيفيت، تعيّن ماهوى و ذاتى موضوع است. وقتى مىگويم موضوع، منظور اعم از شىء و پديده و يا يك جريان طبيعى و يا اجتماعى مىباشد و همه را دربر مىگيرد. كيفيت، تعيّن ماهوى و ذاتى است كه به موضوع هويت خاص خودش را عطا مىكند و آن را از اشياى ديگر متمايز مىكند. همگونى و يا برخى مختصات كيفى شئ طبيعتاً پايه اين تعيّن كيفى است. همانطورى كه عرض كردم ما تعيّن كيفى را به يك تعيّن كيفى عمده و اساسى و ماهوى كه شئ با آن شناخته مىشود و تعيّن كيفى درجه دوم تقسيم مىكنيم. تعيّن كيفى اساسى مثل آن چيزى است كه در حقيقت در فلسفه قدماى ما صورت نوعيه مىگويند. البته كيفيت در فلسفه قدماى ما به انحاء مختلف ديگر تقسيم شده است مثل كيفيتهاى نفسانى، كيفيتهاى محسوس، كيفيتهاى استعدادى، كيفيتهاى وابسته به كمّ، كه از جمله انواع مختلف كيفيت در فلسفه قديم مىباشد ولى ما آنها را به دو قسمت تقسيم مىكنيم؛ يكى كيفيت اساسى و عمده كه تشخّص و تعيّن آن شىء و يا آن پديده را معيّن مىكند و يكى كيفيتهاى درجه دوم كه