گفتمان روشنگر در مورد اندیشه های بنیادین - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٤٣ - عموميت حركت
آقاى نگهدار: ـ مثلا ـ با زلزله نابود بشوند.
آقاى سروش: بله همينطور است. ممكن است بعضى ازحيوانات هم هرگز به تكامل نرسند. حال اجازه بدهيد از انواع صحبت كنيم. آيا شما معتقديد كه تئورى تكامل به اين معنا است كه همه انواع به تكامل مىرسند؟
آقاى نگهدار: نه. خيلى از رشتهها و شاخهها بودند كه به بنبست رسيدهاند و يا اصلاً از بين رفتند.
آقاى سروش: پس با اين سخن به همان چه كه اوّل مىگفتم، رسيديم كه معناى تئورى تكامل بنا بر عقيده شما مگر غير از اين است كه بعضى از موجودات به تكامل مىرسند؟! شما چه بحث و نزاعى دراين باره داشتيد؟ اگر شما مىگوييد به واقعيت بايد رجوع نمود، بنده هم همين را مىخواهم بگويم كه بايد به واقعيت رجوع كنيد.
آقاى نگهدار: ما از ابتدا دراينباره با هم بحث و جدل نداشتيم!! در همان ابتدا هم آقاى طبرى مثال زدند. آقاى طبرى به يك قوم مثال زدند. چه قومى بود؟
آقاى سروش: آقاى نگهدار، لطفاً به بحثهاى گذشته مراجعه كنيد. از اول بحث تكامل تاكنون بطور مكرر همين را گفتيم مگر منظور شما غير از اين است كه بعضى از موجودات به تكامل مىرسند؟ اكنون بعد از آن همه بحث به همين نتيجه مىرسيم.
آقاى نگهدار: بياييد با هم آشتى كنيم.
آقاى سروش: بحث برهانى است، آقاى نگهدار آشتى چيست؟
آقاى نگهدار: شما به اين نتيجه رسيديد كه بعضى از اشيا به تكامل مىرسند و ما به اينجا رسيديم كه گرايش مسلط در طبيعت تكامل است.
آقاى سروش: شما اول صحبتتان گفتيد كه در بحث تدقيق كنيم. ما اين تدقيق را به كار مىگيريم ولى مطلوب شما نيست.
مجرى: بحث طرفينى شده است اگر...
آقاى سروش: من در اينجا مىخواستم از بيان خودم نتيجه بگيرم و توضيح بدهم.
مجرى: اگر ممكن است در ظرف سه دقيقه اين كار را انجام دهيد، چون وقت محدود است.