گفتمان روشنگر در مورد اندیشه های بنیادین - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٤٠ - عموميت حركت
مىبينيم كه نسل ماهى همچنان در زمان پيش آمده تا رسيده به انواع ديگر و همينطور انواع ديگرى ـ در تمام پديدههاى ديگر نيز ديده مىشود ـ ما از اين پروسه صحبت مىكنيم. اين پروسهها بطور مسلط تكاملى هستند.
آقاى سروش: مسلط يعنى چه؟
آقاى نگهدار: مفهوم «مسلط» در اينجا دقيقاً يعنى همان رابطه بين ضرورت و تصادف. مثلا وقتى نسل ماهى را در نظر مىگيريم، مشاهده مىكنيم كه رو به تكامل مىرود. هر چند برخى از گونههاى ماهى به بنبست مىرسند و برخى توقف مىكنند و يا اصلاً نسل آنها از بين مىرود. بههر حال اينگونه تغييرات هم در درون اين نسل هست. ولى وقتى زمان را طولانىتر و بيشتر در نظر مىگيريم، آن چيزى را كه ما در پايان اين زمان طويل مىبينيم اين هست كه ماهى به دوزيست و دوزيست به پستاندار تبديل مىشود و رشد مىكند و همچنان به جلو مىآيد. فكر مىكنم كه اگر مسأله را به خارج و آنچه در صحنه واقعيت هست بكشانيم. واضح است. نبايد آن را به ... بكشانيم.
آقاى سروش: اتفاقاً مىخواهم به سراغ آن امورى كه در خارج و صحنه واقعيت رخ مىدهد بروم. بنده بر روى تكتك پديدهها اصرار دارم اگر در واقع و در بيرون ماهى است، با تك تك ماهىهايى كه وجود دارند كار دارم و بر روى همين ماهىها اصرار دارم. واقعيت خارجى چيست آقاى نگهدار؟ واقعيت همين صد ميليون ماهى و يا صد ميليارد ماهى است كه در اين جهان آمدند و رفتند. قبول است يا نه؟
آقاى نگهدار: بله.
آقاى سروش: پس خلاف واقع نيست. واقعىتر از آن چيزى است كه شما مىگوييد. حال در اين واقعيتها كه صد ميليارد ماهى وجود دارد مثلاً پنج ميليارد آنها راه تكامل را طى نكردهاند. آيا اين حرف درست است يا نه؟
آقاى نگهدار: اصلا مسأله اين نيست. شما صورت مسأله را اشتباه بيان كرديد.
آقاى سروش: مگر شما نمىگوييد كه بعضى از ماهىها سرشان به سنگ مىخورد و هيچ تكامل پيدا نمىكنند؟
آقاى نگهدار: نوع ماهى را مىگوييم.