گفتمان روشنگر در مورد اندیشه های بنیادین - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٣١ - عموميت حركت
را قطع مىكردند و بعد به احساس و حس و آن تأثيراتى كه جهان خارج روى احساس ما مىگذارد، بها نمىدهند. چون ارتباط را قطع كردهاند در مورد رابطه بين اين انعكاسات و آن ادراكات كه دقيقاً ناشى از همين احساسات است، تكيه و تأكيد نمىكنند و بطور كلى مىخواهند فقط بر عقل خودشان و بر خرد خودشان متكى باشند، بدون اينكه بر احساس و تجربه متّكى بشوند. اگر ما بتوانيم اين ارتباط بين خرد و احساس را دقيقاً آنگونه كه هست بشناسيم، آن وقت مسأله تعميم و تجريد و استنتاج كلّى و بدست آوردن نتايج كلى از حقايق جزئى و منفرد، آن چنان سخت نمىنمايد. در پايان سخن ...
مجرى: فقط تذكر مىدهم كه شما تاكنون ٤٥ دقيقه صحبت كرديد. ما مرز را باز كرديم، حال هر چقدر كه لازم مىدانيد...
آقاى نگهدار: خلاصه و جمع بندى سخن اين است كه ما با دو مشكل در فلسفه مواجه هستيم: يكى اينكه به تجريد و تعميم اصلاً اعتنا نمىكند و يكى اينكه فقط بر تجريد و تعميم و بر معقولات تكيه مىكند و مىخواهد استنتاج بكند! ولى ماركسيسم اين دو را دقيقاً در رابطه و پيوند با يكديگر مىبيند. يعنى از تعميم به تجريد، و از مشخص به مجرد رفتن و بازگشت از مجرد به مشخص را مبناى استنتاج احكام كلى مىشناسد. البته بقيه مطالب در مورد هندسه و حركت دفعى و ... را مىخواستيم بگوييم كه به فرصت بعد مىسپارم.
مجرى: من صرفاً وقتهاى صرف شده را اعلام مىكنم، بعد آقاى سروش صحبت بفرماييد. آقاى طبرى تاكنون ٣٣ دقيقه و آقاى نگهدار ٤٥ دقيقه، آقاى سروش ١٩ دقيقه و ٣ دقيقه صبحت پراكنده داشتند، لذا ٢٢ دقيقه به حساب ايشان مىگذاريم و ١٣ دقيقه وقت دارند و آقاى مصباح ٥/٣٩ دقيقه صحبت كردند. اگر معيار را ٤٠ دقيقه در نظر بگيريم آقاى سروش ١٨ دقيقه وقت دارند. حال هر مقدار كه لازم مىدانيد صحبت بفرماييد.
آقاى سروش: بسمالله الرحمن الرحيم. من ناگزيرم راجع به اين قانون دوباره توضيح بدهم. اگر آقاى نگهدار نپسنديدند كه گفتگو طرفينى باشد، اشكالى ندارد.
به هرحال من به اين سخن مىپردازم كه اگر مىگوييم بين اينكه قانون تشكيل