گفتمان روشنگر در مورد اندیشه های بنیادین - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٢٢ - عموميت حركت
خود اين مراحل تجريدى با همديگر تركيب مىشوند و احكامى را با همديگر ايجاد مىكنند. اگر ما در اين مراحل تجريدى بخواهيم بمانيم و پايه تجربى اوليه آن را در نظر نگيريم، آن وقت علمى پيدا مىشود كه آن علم را ما علم مجردات مىگوييم. ناچار علم مجردات علم ناقصى خواهد بود. به همين جهت وقتى حركت را به واقعيت وجودى خودش برمىگردانيم، در واقعيت وجودى حركت نه تنها تدريجى است، بلكه دفعى نيز هست.
مجرى: عذر مىخواهم من صرفاً براى روشن شدن ذهن خودم، سئوال مىكنم كه آيا از ديدگاه شما حركت جهشى، حركتى سريع است و در زمان رخ مىدهد و يا همان حركت دفعى است كه اينجا مطرح شد؟
آقاى طبرى: آن دفعه و اين دفعه هم عرض كردم كه هر چقدر هم اين حركت سريع باشد، بگونهاى كه براى ما «آنات» متعدد و يا «آن» محسوب بشود از نقطه نظر زمانِ فيزيكى زمان خيلى خيلى بزرگى است. عرض كردم كه «سوركوآركها» بين عدم و وجود زندگى مىكنند؛ يعنى يك ميليونم ميليونم ثانيه، كه براى ما اصلاً زمان محسوب نمىشود ولى از نظر فيزيكى زمان است.
آقاى مصباح: از نظر ما تدريجى يعنى زماندار بودن. بنابراين حرف شما باز مطلب ديگرى نشد. يعنى باز حركت تدريجى است.
آقاى طبرى: آقاى مصباحِ عزيز ما كه مجبور نيستيم حتماً آن اصطلاحى را كه شما با آن خوى گرفتهايد بكار ببريم! چنين اجبارى كه نيست. ما اصطلاح خودمان را بكار مىبريم. ما به اين دفعى مىگوييم. خودتان آدم دانشمندى هستيد. تمام مقولات فلسفه در نزد تمام فلاسفه مختلف، با معانى و سايه روشنهاى خاص خودش بكار رفته است. عينيت واين همانى در مقولات وجود ندارد و نمىشود كسى را قدغن كرد. [و گفت] زبان نو اختراع كن و مقوله نو بكار ببر. نه همان مقوله كهنه را مىگيرد و با تعريف جديدى آن را به كار مىبرد. چه اشكالى در اينجا هست؟! به همين جهت ما مقدار زيادى اشتراك لفظى پيدا مىكنيم. مثل كلمه «دفعى» كه لفظ دفعى را وقتى در فلسفه كلاسيك بكار مىبريم، منظور تغيير در وراى زمان است، ولى در نزد ما به معناى حركت كيفى سريع است. اين هم طبق تعريف است.