گفتمان روشنگر در مورد اندیشه های بنیادین - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٢١ - عموميت حركت
حركت است و اينكه آيا حركت را تدريجى مىدانيم و يا آنكه «كون و فساد» است. يعنى آيا تغير دفعى را هم حركت مىدانيم؟ جواب صريح اين است كه ما حركت را فقط تدريجى نمىدانيم. بلكه آنچه را كه در فلسفه اسلامى كون و فساد مىنامند، ما آن را نيز از اَشكال حركت مىدانيم. يعنى معتقديم كه مسير حركت فقط تدريجى نيست، بلكه جهشى هم است. چون ملاك قضاوت ما طبيعت و اجتماع و علوم است. يعنى علومى كه به اين طبيعت و اجتماع مربوط هستند [ملاك قضاوت ما مىباشند]. گاه بحث تعقّلى و تجريدى صرف درباره حركت انجام مىگيرد، آنگونه كه در فلسفه كلاسيك «ما» مرسوم است. «ما» به مثابه ايرانيان و اهالى خاورميانه. اگر چه شما ما را به عنوان ملحد، به كلى از عرصه خارج مىكنيد. پس يك معنا، معناى فلسفه تعقلى و تجريدى حركت است و ديگرى آن معنايى است كه واقعاً از حركت در جهان وجود دارد. در جهان وجود، حركت فقط مسير تدريجى ندارد بلكه مسير جهشى هم دارد. يعنى همان چيزهايى كه در اصطلاح بيولوژيك به آن «موتاسيون» [mutation]مىگويند و در اصطلاح فيزيك به آن «پرموتاسيون» [Permutation]مىگويند. البته از همان كلمه «موتاسيون» مىآيد. يعنى تغييرات جهشى، و در جامعه به عنوان انقلاب يا «رولوسيون» [Revolution]انجام مىگيرد. اين تغييرات را حركتهاى جهشى مىدانيم كه در فاصله خيلى سريع زمانى يك تحول كيفى عميقى در داخل يك كيفيت واحد بوجود مىآيد. در سيستم صرفاً تعقلى و تجريدى كه آقاى مصباح مطرح مىفرمايند، تغيير دفعى در وراى زمان قرار مىگيرد. ولى در آن سيستمى كه ما ملاكش را طبيعت و اجتماع مىدانيم، تغيير دفعى در وراى زمان نمىتواند قرار بگيرد. تمام تشبيهاتى كه جناب آقاى مصباح فرمودند همه مفاهيم فوقالعاده مجرد و معقولى هستند كه تعقلى مىباشند و ريشه اساسى آن از تجربه گرفته شده است. مثلاً وقتى به كلمه «احصاء» عربى نگاه كنيم در مىيابيم كه به «حصاء» برمىگردد كه به معناى «ريگ» است. چون با ريگ [اشيا را] مىشمردند. بههر حال «احصاء» و «احصايه» و «حصاء» و ... بقدرى جنبه تجريدى پيداكرد كه اكنون كوچكترين ارتباطى با ريگ ندارد. يعنى از تجربه برخاسته، ولى مراحل تجريدى فوقالعاده طولانى را طى كرده و