گفتمان روشنگر در مورد اندیشه های بنیادین - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣١٨ - عموميت حركت
باشيد كه هر جا حركتى هست، تدريج است. معناى تدريج اين است كه در تعريف اجزاى بالفعل وجود ندارند. به عقيده ما در حركت تدريج شرط شده است.
آقاى نگهدار: معذرت مىخواهم كه صحبتهايتان را قطع كردم. استفاده كرديم. اما سؤال اين است كه آيا هر تغييرى زمان مىبرد يا نه؟ مسأله اختلافى همين جمله بود كه آيا هر تغييرى شامل زمان مىشود يا نه؟ در مورد حركت كاملاً توافق داريم. حركت در زمان اتفاق مىافتد. هم شما چنين مىگوييد و ما هم چنين مىگوييم. پس اين سؤال را هم توضيح بفرماييد.
آقاى مصباح: گمان مىكردم با اين توضيح روشن شده است. چشم بيشتر توضيح مىدهم.
منظورم از اين مثالهايى كه گفتيم ـ مانند مثال نقطه ـ اين بود كه نقطه خودش واقعيت عينى ندارد، بلكه از صفات موجودات عينى است. حال تغيير هم همينطور، تغيير هم خودش يك واقعيت عينى نيست. ما در خارج در كنار ماه و خورشيد و آسمان و زمين و پروتون و الكترون چيزى بنام تغيير نداريم. تغيير يك مفهوم تحليلى است كه از صفات شىء خارجى بدست مىآيد. به تعبير دقيق از «مفاهيم فلسفى» است و از «مقولات فلسفى» است، نه از «مقولات ماهوى». منظورم اين بود كه «تغيير» هم يك واقعيت عينى در كنار ساير اشيا خارجى نيست. تغيير يك مفهومى است كه ذهن از شىء درك مىكند. وقتى ذهن ما يك موجودى را جداى از شىء ديگر كه هنوز به خط ديگر متصل نشده است مىبيند و در آنِ بعد مشاهده مىكند كه يك اتصال ايجاد شده است، خود اين اتصال و پيدايش اتصال را مىتوانيم يك تغيير بناميم.
مجرى: عذر مىخواهم كه صحبتتان را قطع مىكنم. گرچه مباحث فلسفى ايجاب مىكند فرصت بيشتر را براى طرح آنها منظور كنيم امّا در عين حال هر كسى تقريباً از تمام وقتش استفاده كرد و به پايان دور نخستين نزديك مىشويم. استدعا كنم حداقل، اين وقت اندكى كه از برنامه باقى مانده است را صرف مباحث پراكنده نكنيم و به موضوع اختصاصى روى آوريم. بنابر اين خواهش مىكنم مباحث ديگرى را كه بعنوان مباحث جنبى طرح شدهاند، با توجه به خاطره مباحث گذشته كنار بگذاريم و اجازه بدهيم آنها را به زمان مستقلى حواله داده و به موضوعى كه در اواخر صحبت