گفتمان روشنگر در مورد اندیشه های بنیادین - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٠٥ - عموميت حركت
مىشود. پس اولاً بايد قلمرو تئورى را در نظر بگيريد كه كجاست؟ ثانياً اين را بدانيد كه منظور آن تئورى و معناى آن، نفى حركت از سنگين به سبكتر رفتن نيست. ثالثاً بحث وقتى به «كسموگنى» منتهى مىگردد، قضيه تفاوت پيدامىكند. و بالاخره تئورى اثبات شدهاى نيست، بلكه تأييد شده است و تأييد شدن هم به اين معنا نيست كه عوض نخواهد شد. پس تمام اين دقايق را بايد در اين زمينه در نظر گرفت.
اما چند سؤال را مطرح كرديد كه بايد پاسخ بگويم: يكى خواستار توضيح راجع به معناى پخش بودن حركت شديد. توجه كنيد كه شما و ما هر دو بر اين باور هستيم كه حركت هم آغوش با زمان است. الآن شما خودتان داشتيد اثبات مىكرديد و با تأكيد مىگفتيد كه حركت تدريجى است و در بستر زمان واقع مىشود و ما حركت غير زمانى نداريم. حال من از همين نكته استفاده مىكنم كه زمان خودش چگونه چيزى است؟ زمان چيزى است كه لحظاتش در يك جا جمع نيست. يعنى به اصطلاح، يك موجود پخشى است. اين لحظه بعد از لحظه قبل است و قبل از لحظه بعد است. اگر تمام لحظات زمان در يك لحظه جمع بشود ديگر ما زمان نداريم. زمان همان چيزى است كه گذرنده [گذرا] مىباشد و اجزائش در يك جا و در يك لحظه مجتمع نشده باشند، بلكه اجزائش بصورت پخش و دنبال هم مىباشد. حركت هم كه در بستر زمان اتفاق مىافتد، همراه زمان، پخش و پراكنده است. حركت تدريجى كه در بستر زمان اتفاق مىافتد و همگام و همآغوش با لحظات و اجزاى زمان است، اجزاى آن هم پابه پاى زمان پخش و در بستر زمان گستردهاند. نه اينكه در يك جا ...
آقاى نگهدار: منظور از پخش چيست؟ پخش اصطلاحى است كه عمدتاً در مورد مكان بكار مىرود. مانند يك جاى [پخش] البته نه در فيزيك نسبى كه اين دو تا مفهوم بهم گره خوردهاند در فيزيك عادى هم نه، بلكه در فيزيك غير عادى. اين را در مورد جا و يك مكان بكار مىبرند. حالا بفرماييد.
آقاى سروش: نه، غرض من دقيقاً همين است كه دارم مىگويم.
آقاى نگهدار: آيا پخش با تدريج يكى است؟
آقاى سروش: بله ـ يكى است. تعبير دقيق آن همان است كه در مباحث قبل گفتم و الآن هم مىگويم. يعنى آنكه اجزائش اجتماع در وجود ندارند. پخش بودن به معناى