گفتمان روشنگر در مورد اندیشه های بنیادین - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٨٩ - عموميت حركت
نكته ديگرى كه در اينجا مطرح شد، بحث از علت حركت است. به اين معنا كه علت حركت را چگونه مىبايستى بيان كرد؟ قبلا گفتيم و حالا هم تكرار مىكنيم كه حركت عبارتست از تأثير متقابل سيستمهاى خارجى و سيستم معيّن. مثلا سيستم الف را به عنوان سيستمى كه حركت مىكند در نظر بگيريد. اين حركتى كه در اين انجام مىگيرد نتيجه عامل خارجى است. يعنى سيستمهاى خارج از اين سيستم و عامل داخلى آن سيستم[عامل حركت هستند]. سيستمهاى داخل اجزاى مختلف و عناصر مختلف داخل خود يك سيستم مىباشند. يعنى همان اجزايى كه در اصطلاح «تئورى سيستمها»، «سابسيستم» ـ زيرسيستمها و سيستمهاى فرعى ـ ناميده مىشوند. اين سيستمهاى فرعى به نوبه خود داراى ساختمانى خاص هستند و از عناصرى تشكيل مىشوند كه آن عناصر جزء نهايى كيفى آن سيستم هستند. يعنى از آن كيفيت، پايينتر و از آن جزء، پايينتر هستند، بگونهاى كه آن سيستم اصولاً از بين مىرود. مثلاً در بدن ما ياخته و سلول جزءنهايى است و يا در يك جسم شيميايى، مولكول جزء نهايى است و يا در جهان فيزيك، ذرات بنيادين اجزاى نهايى هستند. به اين ترتيب ما با عنصر و سپس با ساختار يا ساختمان روبرو هستيم و سپس با «سابسيستم» يعنى سيستم فرعى روبرو هستيم. تحول اين سيستم، نتيجه تغيير سيستمهاى خارجى و اجزاى داخلى خود اين سيستم بر روى همديگر است. تحولى كه از سيستمهاى خارجى در اينجا ايجاد مىشود به اصطلاح داخلى شده و جزو سيستم داخلى مىشود. يعنى وارد اجزاى سيستم مىشود و به زبان خود آن سيستم ترجمه مىگردد و در آن تأثير مىكند. اين تحول يا منجر به ايجاد كيفيت نو مىشود و يا بصورت تكرار و دورانى، تحول ايجاد مىكند كه در اين صورت، ديگر كيفيت نو و جديدى را ايجاد نمىكند. اگر كيفيت نو و جديدى را ايجاد كرد، نشاندهنده آن است كه [سيستم] داراى عملكرد قوىترى بوده است. و ما مىگوييم اين سيستم، كيفيت كاملترى را ايجاد مىكند، كه در اين صورت سيستم ديگرى را از خودش بوجود آورده و اين پيدايش كيفيت نو و كاملتر با كيفيت كهنه تنافى دارد. يعنى يك كيفتى جاى كيفيت ديگر را مىگيرد كه به آن تضاد گفتيم. «تضاد» به معناى ستيز و مخاصمه نيست، بلكه به اين معنا.