گفتمان روشنگر در مورد اندیشه های بنیادین - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٨٨ - عموميت حركت
انفصالى، اصلا حركت را سوفسطايانه رد مىكند. البته ما اين نظريه را غلط مىدانيم و معتقديم كه حركت در مكان، حركتى اتصالى و انفصالى است. در عين حال كه حركت اتصالى است، انفصالى هم هست. اصلاً مركب است چون در ميدان جاذبه و در ميدان الكترومنيتيك انجام مىگيرد. حركت خالص اصلاً وجود ندارد. هيچ يك از اشكال حركت، خالص نيست. اين تجريدها، تجريدهاى ذهنى ما است. بعد، از حركت ميكانيكى، از حركت فيزيكى و حركت شيميايى و حركت زيستى يا بيولوژيك و حركت اجتماعى و فكرى صحبت كرديم. اينها اشكال مختلف حركت است. عرض كردم كه اشكال ديگرى از حركت در علم مطرح است، براى اينكه مطلب تكرار نشود اينها را دوباره عرض نمىكنم.
اما اينكه چطور حركت را تعريف كنيم؟ در مباحث پيش آقاى مصباح فرمودند لازم است كه تعريفى از حركت ارائه شود و تعريف حركت به اينكه حركت مساوى است با تغيير، هرگز كافى نيست. از طرفى جناب آقاى سروش هم فرمودند كه تعريف حركت به تغيير، در حقيقت يك نوع تعبير واژهاى مىباشد و مانند اين است كه لغتنامهاى را باز كنيم و بگوييم كه حركت يعنى تغيير اينگونه تعريف كه در واقع تعريف نيست.
در حقيقت اگر بخواهيم از حركت تعريفى ارائه بدهيم اين تعريف بايد با استفاده از تئورىهاى علمى مثل سايبرنتيك، مكانيك، ديناميك، و غيره ارائه شود كه عبارتست از هر گونه تغيير ـ اعم از تغيير مكانى يا تغييراتى كه در ساختمان و عملكرد چيزى و يا پديدهاى حاصل مىشود ـ نسبت به مبدئى كه ما آن را به مثابه مأخذ در نظر مىگيريم. يعنى مأخذ معيّنى را به عنوان مبدأ در نظر مىگيريم و از آن مبدأ، حركت را مىسنجيم؛ البته اگر مقصود از حركت، حركت در مكان باشد. پس حركت عبارتست از تغييراتى كه در مكان انجام مىگيرد و يك نوع جابجايى در مكان است. و اگر حركت در اَشكال ديگر باشد، آن پديدهها و يا اشيا، اَشكال و ساختمان و عملكرد خودشان را عوض مىكنند و از كيفيتهاى سابق، كيفيتهاى جديدى زاييده مىشود. اگر اين كيفيتهاى جديد، كيفيتهاى عالىتر باشند، ما به آن كيفيتهاى متكاملتر مىگوييم والاّ اگر متكاملتر نباشد پس تكرار همان كيفيتهاى گذشته است، كه غالباً در طبيعت عمل تكرارى انجام مىگيرد.