گفتمان روشنگر در مورد اندیشه های بنیادین - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٨٦ - عموميت حركت
وقت داده شود ـ ابايى نداريم به شرط اينكه صرفاً در حول مبحث حركت بحث كنيم و به سؤالاتى كه در مباحث گذشته از طرف خود شما مطرح شد و به همراه برادران مسلمان بر آن توافق كرديد، بپردازيم. از اينكه گفتارتان را قطع كردم پوزش مىخواهم.
آقاى طبرى: به هيچ وجه رنجش و برافروختگى در ميان نيست. اين سخن درست نيست. نكتهاى را جناب آقاى سروش به عنوان طرف بحث گفتند كه در اينجا بازى ظريف و خطرناكى روى اصطلاحات صورت مىگيرد. البته من اصلا از ايشان رنجيده [خاطر] نيستم. حق ايشان است تا آنچه را كه استنباط مىكند ـ اگر چه اين استنباط براى ما دلپذير و قابل قبول نباشد ـ بيان كند. لذا ايشان صادقانه نظر خودشان را بيان كردند كه در اينجا بازى ظريف و خطرناكى روى اصطلاحات انجام مىگيرد؛ كه ممكن است اغراء به جهل بشود و من هم مشغول جواب دادن به آن سخن بودم. پس به اين ترتيب هيچ چيز آن خارج از بحث نيست. اكنون درباره آن مطلبى كه شما به آن علاقه داريد، بحث مىكنيم.
درباره حركت ما بارها صحبت كرديم. اينجا گفته شده كه حركت از اجزاى مختلف تركيب نشده است بلكه امر متصل و يكپارچهاى است و از راه عقلى ثابت مىشود. و از آنجايى كه ـ به اصطلاح ـ بزرگان ماركسيسم اعتراف كردهاند كه معرفت يك نوار فيلمى است از خارج، كه در ذهن ما بازتاب پيدا مىكند، به همين جهت قطعات اين فيلم ساكن است و لذا درك حركت از طريق تجربه غيرممكن مىباشد. فقط از طريق عقلى درك حركت ممكن است. به همين جهت است كه معلومات حسى ماركسيستها به درك حركت نائل نمىشود و معلومات عقلى است كه مىتواند به درك حركت نائل گردد. اين بود تمام آن مطالبى كه بايد به آنها جواب داده شود. [پاسخ ما اين است] كه هيچ كدام از اينها درست نيست. اين مسأله اصلاً درست نيست كه ماركسيسم گويا در شناخت معتقد به بازتاب فيلمى از واقعيت است! چنين چيزى صريحاً از طرف ماركسيسم رد شده است. و شناخت از نظر ما هرگز جنبه آينهوار ندارد. شناخت از نظر ما يك روند بسيار بغرنجى است كه نه فقط مراحل حسى را طى مىكند، بلكه مراحل عقلى را هم پشت سر مىگذارد. اگر مراحل عقلى را طى نكند از مراحل حسى نتيجهاى گرفته نمىشود. منتهى پيوند هر انسانى با جهان خارج بوسيله