گفتمان روشنگر در مورد اندیشه های بنیادین - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٨١ - عموميت حركت
كه آيا چنين چيزى هست يا نيست؟ به تعبيرى بايد گفت بعد از توضيح درباره تعريف حركت [كه گذشت]، درباره اثبات حركت بحث شد كه چگونه مىتوان بر اساس مكتب مادى حركت را در خارج اثبات كرد. چون از نظر ماركسيسم، شناخت، انعكاسى است از واقعيت خارج و اين انعكاس خواه و ناخواه امر ثابتى خواهد بود. حال مشكل اين است كه اين امر ثابت چگونه حركت را كه جريان ممتد است، درك مىكند؟ همانگونه كه بزرگان ماركسيسم نيز اعتراف كردهاند، آنچه ما از خارج درك مىكنيم عكسهايى است كه پشت سر هم واقع مىشود. و اگر بخواهيم بر اساس حس حركت را اثبات بكنيم جز يك نوار فيلمى كه در حاسّه ما منعكس مىشود، و هر جزئى از آن تنها يك لحظه سكون را نشان مىدهد، چيز ديگرى از خارج درك نمىكنيم. اگر ما به مبناى مادهگرايى، ملتزم باشيم اصلاً وجود حركت را در عالم طبيعت نمىتوانيم اثبات كنيم.
طى دو مبحث گذشته ابتدا حركت تعريف شد و بگونهاى در اثبات آن در خارج سخن رفت. ما در فلسفه اسلامى با متُد تعقلى وجود حركت را اثبات مىكنيم ولى با متد حسّى و علمى و تجربى خالص نمىشود حركت را اثبات كرد. بعد از اينكه حركت اثبات شد ـ البته ما معتقديم فقط از راه تعقل قابل اثبات است ـ بحث از اين است كه آيا حركت عموميّت دارد؟ يعنى هر پديدهاى كه در طبيعت هست، حركت دارد؟ و به قول بعضى از ماركسيستها ـ كه به تعبيرات مختلفى كه در اين زمينه وارد شده ـ آيا ماده با حركت عينيت دارد و يا ملازمه دارد و يا انفكاك ناپذير است و يا ذاتى ماده است؟ و يا اينكه حركت فقط شامل بعضى از پديدهها مىشود؟ اصل حركت كه يكى از اصول ديالكتيك و به اصطلاح از اصول همگانى است آيا يك اصل مطلق و عام است و يا اينكه اين اصل هم مثل ساير اصول ماركسيستى كلّيت ندارد؟ در اين زمينه ـ آنگونه كه بخاطرم هست و اشتباه هم نمىكنم ـ آقاى طبرى فرمودند كه اين اصل، يك اصل عام مىباشد و در عالم تنها قانونى كه عموميت دارد قانون حركت است، كه هيچ قيد و شرط و استثنايى ندارد. خواهش مىكنم توضيح بدهند كه بر اساس فلسفه علمى كه مبتنى بر دستاوردهاى علم است و جز به دستاوردهاى علم به چيز ديگرى اتكا نمىكند، عموميت حركت را چگونه اثبات مىكند؟