گفتمان روشنگر در مورد اندیشه های بنیادین - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٦٨ - حركت
مطلب ديگرى كه جناب آقاى مصباح فرمودند مسأله تصادم دو ماشين است. ايشان گفتند كه در لحظه تصادم، در آن جايى كه حركت دفعى انجام مىگيرد، زمان نيست. چون زمان را حكمت قديم مقدار حركت مىداند. حركت را بطور كلّى تجريدى و داراى تدرّج و زمان مىداند. ولى حركت دفعى را داراى زمان نمىدانند. من تصور مىكنم كه اين مسأله به معرفت كهن از زمان برمىگردد. معرفت امروزى از زمان آنقدر پيش رفته است كه ما مىتوانيم ١٠ به قوه منهاى ١٥ را فرض كنيم، يعنى وقتى مىتوانيم چندين ميليونيم ثانيه را هم اندازه بگيريم و عمر برخى از ذرات بنيادين مثل «پيمزُن» و غيره را كه از چند ميليونيم ثانيه هم كمتر است اندازه بگيريم و ثبت كنيم، ديگر مفهوم زمان به جايى رسيده است كه تمام آنات را دربرگرفته است. لذا هيچ چيزى و هيچ حادثهاى نمىتواند در جهانِ حدود رخ بدهد، ولى قابل اندازهگيرى زمانى نباشد. منتهى اين اندازهگيرى زمانى همانند اندازهگيرى زمانى سابق نيست كه فقط در حدود ساعت و دُنگ و اين نوع امور انجام مىگرفت تنها علم ... وجود داشت كه زمان را اندازه مىگرفتند و با حدود اين علم نمىشود زمان را بطور دقيق اندازه گرفت. بايد با كرونومترهاى فوقالعاده دقيق و ماوراء دقت امروزى اندازه گرفت.
آقاى مصباح: يك جمله ناظر به فرمايش اخير آقاى طبرى مىخواهم بگويم. ما معتقديم كه زمان را به اجزاى خيلى كوچكتر از آنچه تا بحال حساب شده است، مىتوان تقسيم نمود. بههر حال كوچكترين واحد و اجزاى زمان هم خود زمان است. پس هيچ پديدهاى بدون زمان نيست. مقصود من اين است كه آيا از نظر عقل ـ كه در واقع تجربهكننده دريافتهاى حسّى است ـ مىتوان فرض كرد كه انتهاىِ دو خطِ داراى طول معين بگونهاى بهم بچسبند كه خطى بين آنها فاصله نشود؟ يعنى خطى فاصله نشود؟ آيا معقول است كه انتهاى دو خط بگونهاى بهم بچسبند كه خطى بين آنها فاصله نشود؟ آيا اين از نظر هندسى معقول است يا معقول نيست؟ علىالظاهر معقول است. حالا به هر مقدارى كه شما بفرماييد اجزا خط خيلى ريز هستند و براى ما قابل قسمت و قابل تصور نيستند، ولى باز هم نه تنها طول بلكه عرض و عمق هم دارند. بههر حال اين دو خط به هر گونهاى كه بهم بچسند و يا ممكن است شما تصور بفرماييد يك خط هم خودش از هزاران اتم تشكيل شده و هم بين اتمها خلأهايى