گفتمان روشنگر در مورد اندیشه های بنیادین - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٥٧ - حركت
آقاى سروش: بسيار خوب، ولى بالاخره يك مفهوم و موجودى است در ذهن شما هست.
آقاى نگهدار: مفهوم تجريدىِ تغيير است. شما مىتوانيد بفرماييد اينجا يك سوفيسم پيش مىآيد.
آقاى سروش: شما اسمى روى آن نگذاريد كه سوفيسم است يا نه.
آقاى نگهدار: شما مسأله را به اين شكل مطرح مىكنيد كه آيا تغيير، تغيير مىكند يا نمىكند؟ بلكه بايد بگوييد تغيير، يعنى همان مفهوم تجريدى تغيير، تغيير مىكند يا نمىكند؟ اگر اين جمله را بيان بكنيد [پاسخ سؤال شما] معلوم مىشود.
آقاى سروش: بنده همين را مىپرسم. مىخواهم بگويم كسانى هستند كه در ذهنشان اين مفهوم نيست. يعنى اصلا نمىدانند حركت چيست و تغيير چيست. يا اصلا منكر هستند و يا اصلهاى ديگرى را قبول دارند. درست است يا نه؟ ولى در ذهن شما اين مفهوم هست كه تغيير جهانشمول است. ولى خود مفهوم تغيير از اين اصل مستثنى است. آيا اين مفهوم در ذهن شما هست؟
آقاى نگهدار: اين مفهوم از تغيير نكردن مستثنى است و يعنى ما نمىتوانيم بگوييم كه جهان ساكن است.
آقاى سروش: مىدانم، منظورم اين است كه يك چيز تغييرناپذير در ذهن شما هست يا نه؟
آقاى نگهدار: بله و آن مفهوم تغيير است.
آقاى سروش: پس يك چيز تغييرناپذير در اين دنيا وجود دارد.
آقاى نگهدار: بله. خود تغيير، تغييرناپذير است.
آقاى سروش: پس اين مفهوم تغيير كه در ذهن شماست نغييرناپذير است. بسيار خوب، اين چيز تغييرناپذير مادّى است يا غيرمادى است؟
آقاى نگهدار: اين مفهوم تجريدى تغيير است و غيرمادى مىباشد. در مورد تمام مفاهيم تجريدى از جمله مقولات فلسفى مثل كمّ، كيف، نسبيّت و مانند اينها تئورى و تفكرى وجود داشت كه مىگفت همه مفاهيم از جهان خارج بدست نمىآيند. كانت هم بطور مشخص اين تفكر را تئوريزه كرده و سعى نموده آن را فرموله بكند. او