گفتمان روشنگر در مورد اندیشه های بنیادین - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٥٦ - حركت
جاودانه است. وقتى اين حكم را صادر مىكنيم نقيض اين حكم يعنى چيزى كه همين حكم را نفى بكند و اين استنتاج را بدست بدهد كه هستى و جهان خارج در حال سكون و بلاتغيير است و يا بخشى از آن و يا پديدههايى اندر جهان هستند كه اين خصوصيات را دارند، يك حكم غلطى است. يعنى ما با بيان اينكه پديدههاى خارج در حال تغيير نيستند اصل اساسى ديالكتيك را كه معتقد به متغيّر بودن تمام پديدههاى خارج است، نقض كردهايم. اگر ما دقت كنيم اين استثنا نيست، بلكه دقيقاً تأكيد و حجتى است بر همان حكم اوّلى كه صادر كرديم و مىگويد تغيير خودش تغيير نمىكند. يعنى از مفهوم تجريدى «تغيير كردن» و «غير شدن» خارج شود و در هستى خارجى ثبات پيش بيايد. يعنى اين تأكيدى است و حكمى است مجدّد، بر همان حكم اوّلى كه صادر كرديم. اين كه اينجا پديدهاى به وقوع پيوسته است كه عليرغم تمام پديدههاى واقعىِ مادّىِ خارج از ذهن، اين يكى ثابت است يك استثناء نيست. در ضمن اين مفهوم، مفهوم تجريدى هم است. يعنى تجريد ذهن ماست.
آقاى سروش: ببخشيد در ذهن شما اين مفهوم هست يا نيست؟
آقاى نگهدار: مفهوم متغيّر بودن تمام اشيا و پديدههاى عالَم كه در زمان و مكان هم تغيير رخ مىدهد ابدى و جاودانه است و بلاتغيير مىباشد. خودِ مفهوم تغيير، بلاتغيير است. اگر ما مىپذيريم كه تغيير هم تغيير مىكند به اين معنا است كه آن پروسهاى كه بطور مشخص در مورد اين شىء و يا آن شىء، در مورد اين جامعه و يا آن جامعه، در مورد اين پديده و يا آن پديده مىبينيم، پروسه تغيير يك چيزى است كه ابتدا و انتهايى دارد كه زمانى يك تمدّن پديد مىآيد، و يك زمانى هم آن تمدن به تمدن ديگرى بدل مىشود. يعنى تغيير در مفهوم مشخص خودش تغيير مىكند، و به چيز ديگرى بدل مىشود، ولى در مفهوم تجريدى خودش كه همان «غيرشدن» و «دگرگونه شدن» باشد تغيير نمىكند تا به طور مطلق ساكن و يا مطلق ثابت بدل شود.
آقاى سروش: سؤال من راجع به مفهومى است بنام تغيير، كه در ذهن شما هست. اين مفهوم در ذهن من هست و در ذهن كسانى كه معتقد به اين اصل هستند نيز وجود دارد و مفهوم تغيير نمىكند. اين مفهوم يك چيزى هست يا نيست؟
آقاى نگهدار: اين يك مفهوم تجريد شده از جهان خارج و از كلّ هستى است.