گفتمان روشنگر در مورد اندیشه های بنیادین - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٤٩ - حركت
بكنيم يا نكنيم آنچه كه مورد اتفاق است، خود مفهوم تجريدى حركت مىباشد كه مستثنى شده است و اين استثنا را هم قبول كردهايم. پس اگر اين چنين است آيا منطقاً نبايد نتيجه بگيريم كه مفهوم تجريدى حركت يك امر غير مادّى است؟ چون شما گفتيد كه مادّه ملازم با حركت و تغيير، و تغيير ملازم با مادّه است. پس اگر موردى را پيدا كرديم كه اين تغيير در آن نيست ـ بنا بر تصريح خود شما ـ مىتوان گفت كه آن مورد استثنا شده خود، چيزى غير مادى است. يعنى مفهوم تجريدى حركت يك موجود غير مادّى است. پس در اين عالَم همه موجودات مادى نيستند و صفات ماده را ندارند. و دستِ كم اين يكى از آن انواع است كه گفته شد. حال آيا پذيرش اين استثنا به معناى نقض ماترياليسم نيست؟ به خصوص طبق تعبير آقاى مصباح به ديالكتيك مونيسم كه قائل است جوهر جهان، جوهرى مادى و همه موجودات آن مادّى هستند و يا جزو صفات و كيفيات مادّه مىباشند [پذيرش يك موجود غير مادى به معناى نقض ماترياليسم است.] بههر حال اين هم سؤالى است كه در ارتباط با آنچه شما در ضمن بحث گفتيد مطرح مىباشد. نكته ديگرى وجود دارد كه در بحث بعدى مطرح مىكنم.
مجرى: با تشكر از شما. از شركتكنندگان در بحث استدعا مىكنم تا صحبتهاى خود را كوتاهتر پيشبينى كنند بلكه شكل بحث محفوظ بماند. از آقاى طبرى خواهش مىكنيم پاسخ خودشان را آغاز بفرمايند.
آقاى طبرى: اينجا سؤالات متعددى از طرف آقاى مصباح و آقاى سروش مطرح شده است كه پاسخ دادن به آنها همراه با مراعات زمان و صرفهجويى در وقت مشكل است. بههر حال من كوشش مىكنم تا به برخى از سؤالات جواب بدهم.
توجه آقاى مصباح بيشتر معطوف به اين مسأله است كه آيا ما حركت را مجموعه سكونها مىدانيم ـ آنگونه كه سوفسطائيان مىدانستند ـ و يا اينكه امرى اتصالى است؟ پاسخ كوتاهش اين است كه، مقصود ما در اينجا از حركت، حركت مكانيكى است و اين نوع حركت را در اينجا مد نظر داريم و يا مىتوان گفت مطلق حركت هم مىتواند منظور باشد. به هرحال ما حركت را رابطهاى بين اتصال و انفصال مىدانيم، نه اتصال را مطلق مىدانيم و نه انفصال را مطلق. حالت انفصالى در حركت وجود دارد كه اتصالى هم هست. ايشان فرمودند كه طفره در وجود محال است. البته اين مطلب را