گفتمان روشنگر در مورد اندیشه های بنیادین - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٤٧ - حركت
آقاى نگهدار: يعنى تحول را با حركت در اينجا يكسان مىگيريم؟
آقاى سروش: تعريف تحول و حركت قبلا بيان شده است.
آقاى نگهدار: يعنى يكسان گرفته شدهاند؟
آقاى سروش: نخير، حركت، تحوّلى خاص است.
آقاى مصباح: مفهوم تجريدى متّصل است.
آقاى سروش: بله. يعنى اين مبتنى بر اين است كه قبلا حركت، تحوّل، حركت تدريجى، تغيير دفعى و تفاوت آنها بحث شده باشد آنگاه به بررسى انواع حركت مىرسيم، كه بحث از حركت جوهرى، بحث از انواع حركت است. يعنى صحبت از حركت جوهرى در واقع بيان انواع حركت است و آن زمانى است كه از تعريف حركت و تبيين معنا و مفهومش فراغت حاصل شده و به انواع آن پرداختهايم. البته در نظر مشّائين و حكماى قبل، حركت در جوهر مطرح نبود بلكه حركت جوهر در اَعراض، آنهم در آن اَعراض چهارگانه مطرح بود. ولى به گفته ملاّصدرا كه خود صريحاً مىگويند «عندنا خمسٌ» يعنى ما معتقديم كه حركت در پنج مقوله واقع مىشود و يكى از آن مقولات خود جوهر است بنابر اين علاوه بر حركت جوهر در اَعراض، حركت جوهر در جوهر هم نزد ايشان مطرح است. البته با آن تبيين و استدلالهايى كه براى آن ذكر كردهاند. نكته مهمى كه در اينجا مىخواهم ذكر بكنم اين است كه حركت جوهرى غير از حركت ذاتى است و هيچگاه ملاّصدرا و ديگران چنين چيزى را نگفتهاند. در فلسفه وقتى كه مىگوييم چيزى ذاتى مىباشد، يعنى «لايُعلّل» است. يعنى ذاتى چيزى است كه علّت براى آن ذكر نمىكنيم. تعبير «الذاتى لايعلّل» جزو فرمولهايى است كه حكما هميشه گفتهاند و حرف درستى هم هست. آنها مىگويند هر «مابالعَرَضى» به «مابالذّات» منتهى مىشود و ذاتى هم تعليلبردار نيست. ولى حركت جوهرى، حركت خودكفايى نيست. حركتى نيست كه علّتش خود ذات شىء باشد. بلكه حركت جوهرى يك پارچه حدوث مستمر است. همانگونه كه ملاّصدرا اثبات مىكند اين حدوث مستمر عين هويّت شىء است. اين هويتى كه در حدوث مستمر است و در حال حاصل شدن و پيدا شدن مستمر است، خود همواره يك مولّد و يك بوجود آورنده و آفريننده بر بالاى سر او ايستاده است. بنابر اين طبق مبناى حركت