گفتمان روشنگر در مورد اندیشه های بنیادین - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٤٦ - حركت
آن را تبيين بكند. يعنى از آغاز يك نقطه افتراق وجود دارد. ملاّصدرا تصريح مىكند كه حركت امرى محسوسِ به كمك عقل و يا معقولِ به كمك حس است. نظر ايشان در اينجا بطور اخص اين است كه در ادراك پديده ظريفى بنام حركت، عقل و حس همديگر را يارى مىكنند. اين يارى نه فقط به اين معنا است كه اين تصاوير را بگيرند و آنها را تجريد كنند. نه، چون اين عمل در مورد تمام ادراكات حتى در مورد ادراك آب، انسان، كاغذ، دفتر و ... صادق هست. در اينجا گويا عقل از آن مرتبه مجرد و غيرمادى خود فرود مىآيد و به منزله حس نازل مىشود و يا گويى حس از مرتبه مادّى كه دارد بالاتر مىرود و به منزله عقل و به مسند عقل مىنشيند. در اينصورت است كه ادراك يك حركت جزئى و شخصى ميسّر مىگردد. البته ادراك مفهوم كلّى حركت يك مرحله ديگرى است. بنابر اين به گمان من نكته اساسى اين است كه بايد تعريف تغيير و حركت را آنچنان كه در ماترياليسم و در ماركسيسم ديالكتيك مطرح است، روشن نمود. چون در غير اين صورت بحثهاى بعد همچنان خام خواهد ماند و اين سنگ بنا و پايه اوليّه استوارى نيست.
مجرى: شما مىخواهيد از وقت دور بعدى [دور دوم] خودتان استفاده كنيد؟
آقاى سروش: چند نكته ديگر هست كه فكر مىكنم اگر بگويم بهتر است [لذا به اين چند نكته مىپردازم و] بقيه مطالب را در مرحله بعد بيان مىكنم.
مجرى: بفرماييد.
آقاى سروش: امّا نكته بعد بررسى اين گفته آقاى طبرى است كه قبلا هم اشاره كردند و گفتند كه حكما قائل به حركت ذاتى بودهاند، در حاليكه چنين چيزى نبوده است و نيست. بلكه آنچه كه حكيمان ـ خصوصاً تابعان مكتب ملاّصدرا ـ گفتهاند حركت جوهرى مىباشد. حركت جوهرى عبارتست از اينكه خود جوهر در جوهر تحوّل مىيابد. البته براى ارائه توضيحات بيشتر فعلا مجال نيست. اگر ضرورت داشته باشد بحث مىكنيم. ولى همه ما مىدانيم كه آنچه...
آقاى نگهدار: خود جوهر در جوهر تحوّل مىكند؟ آيا اين تحوّل همان حركت است؟
آقاى سروش: بله.