گفتمان روشنگر در مورد اندیشه های بنیادین - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٤٥ - حركت
درباره حقيقت جسم به تناقض منتهى مىشود و باطل است. درست همانند اين نظريه كه درباره جوهر جسمانى مطرح است، نظريهاى هم راجع به حركت وجود دارد كه همين سخن زنون مىباشد و متأسفانه كمتر به عمق سخن زنون توجه شده است. زنون مخالف و منكر تغيير نبود. او مىگفت ماهيت حركت عبارتست از كنار هم چيده شدن اتمهاى حركت ـ درست همانطورى كه در مورد جسم گفته مىشود ـ منتهى خود اين اتمهاى حركت، بىحركت هستند. يعنى خود اين اتمها بىعبور و بىگذر هستند. امّا كنار هم چيده شدن آنها افاده معناى حركت مىكنند. او مىگفت آنچه را كه شما در خارج به آن حركت مىگوييد، مگر غير از تصاويرى حسى پشت سر هم هستند كه آنها را از خارج گرفتهايد؟ يعنى اتمهاى حركت چيز جز تصاوير حسّى پشت سر هم كه از خارج گرفتهايد نيستند كه كنار هم چيده مىشوند و حركت را مىسازند. شما چه حق داريد كه بگوييد يك عبور واحد در اينجا صورت مىگيرد؟ واقعيت اين است؛ تا زمانى كه ما در عالَم حس هستيم و معتقديم كه انسان موجودى مادّى است و ساختمان او مادّى است و لاغير، اثبات حركت واقعاً محال است. يعنى اگر مدّعى شويم كه حركت وجود دارد و ما به آن معتقد هستيم، بايد ببينيم كه اين ادّعا و اين اعتقاد با مبانى مكتب ما سازگارى دارد يا ندارد؟ مىخواهم بگويم كه اصلا ادعاى حركت با مبانى مكتب مادى ماركسيسم و ماترياليسم سازگارى ندارد. يك ماترياليسم نمىتواند وجود حركت را در عالَم خارج اثبات كند. چون معتقد است انسان صرفاً يك موجود مادّى است و در موجود مادّى هم ادراك حركت امكان ناپذير است. لذا آنچه از طريق عكسبردارى از خارج در موجود مادّى اتفاق مىافتد همانا عبارتست از عكسهايى كه پشت سر هم قرار گرفتهاند. شما مىدانيد كه عكسهاى پشت سر هم هيچ وقت افاده معناى حركت نمىكنند. اين يك نكته خيلى مهمى است كه اتفاقاً حكما هم گفتهاند. آقاى طبرى اشاره كردند كه حكيمان اسلامى نكات زيادى [در اين باره] گفتهاند كه مورد قبول ما هم هست، ولى در برابر بعضيهايش مورد قبول ما نيست. واقع مسأله اين است كه نقطه عزيمت حكيمان اسلامى از اينجاست و اين نقطه عزيمت مهم نيست و آنها بر اين نكته پافشارى مىكنند و معتقدند كه اگر كسى به مكتب مادّى اعتقاد داشته باشد، اصلا به حركت نمىرسد؛ تا چه رسد به اينكه بعداً انواع و اقسام و دلايل و علل