گفتمان روشنگر در مورد اندیشه های بنیادین - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٤١ - حركت
پيوستهاى مىتوانند باشند كه در زمان پيوسته روى ذهن ما منعكس مىشوند. در ثانى، ما همه شناخت خودمان را به احساسْ محدود و ختم نمىكنيم، بلكه به جنبههاى مختلف و مشترك حسهاى جداگانه خودمان تجربه پيدا مىكنيم و اين را مىتوانيم بيابيم. ذهن مىتواند اين را بيابد. اگر شما بگوييد چگونه؟ من مىگويم اين «طول» را و آن «طول» را هم مىبيند و بعد اين «طول» را هم مىبيند و مفهوم «طول» را از آن تجريد مىكند و به اين نتيجه مىرسد كه «طول» يك مفهومى است كه بطور تجريدى مىتوان آن را بدست آورد.
آقاى مصباح: آيا مىشود از سكونهاى متعدد مفهوم حركت را گرفت و انتزاع نمود؟ اگر ما چيز ساكنى را ديديم، فقط چشم ما لحظه سكون آن شىء را ديده است. يعنى لحظه ثبات شىء را ديده است. آيا اگر هزار تا ثابت را پشت سر هم بگذاريم، مفهوم حركت از آنها بدست مىآيد؟
آقاى نگهدار: چرا شما هزار تا ثابت را پشت سر هم مىگذاريد؟ اينكه مىگويد در هر لحظه و در هر آن يك احساس به ما دست مىدهد، شما اينها را منفصل مىدانيد؟
آقاى مصباح: شما هم كه قبول مىكنيد. نه منفصل نيست. او هم مىگويد سكونها متصل هستند؛ هيچ فاصلهاى ندارد. يعنى دقيقاً مفهومى كه ماركسيسم از حركت مطرح مىكند، همان مفهومى است كه زنون براى حركت قائل است. هيچ تفاوتى با هم ندارند.
آقاى نگهدار: نه، زنون مجموعه سكونهاى جدا از هم را حركت مىگويد.
آقاى مصباح: نه، زنون سكونهاى متصل را مىگويد. هيچ كجا نگفته سكونها از هم جدا هستند. بلكه سكونها متعاقب هستند.
آقاى نگهدار: ديالكتيك سكون و حركت را با هم مطرح مىكند و اين تضاد را منشأ حركت مىشناسد و مىگويد در مجموع اين امور هستند كه حركت را بوجود مىآورند.
آقاى مصباح: اين سخن ديگر ربطى به موضوع بحث ندارد.
مجرى: آقاى مصباح اجازه بدهيد، تا اگر آقاى نگهدار نكتهاى در اين رابطه دارند بيان كنند و بحث بصورت متقابل و دو نفره ادامه پيدا نكند و اگر كلامى براى گفتن نداشتند، بحث به چرخش خودش ادامه بدهد.