گفتمان روشنگر در مورد اندیشه های بنیادین - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٣٧ - حركت
ضميمه مىشود، لذا ما آن را بصورت دايره مىبينيم. در حالى كه دايرهاى در خارج وجود ندارد. پس اگر ما بخواهيم بر اساس حس از حركت خارجى آگاه شويم، هيچ وقت واقعيت خارجى را نمىتوانيم درك كنيم. يعنى حركت را نمىتوانيم بپذيريم. چون حس ما فقط عكسهاى ثابت برمىدارد. پس تنها و تنها بر اساس مفهوم عقلى و فلسفه عقلى است كه ما مىتوانيم حركت را به معناى واقعى آن بپذيريم و [درك كنيم]والاّ اگر از مفاهيم عقلى و فلسفى كمك نگيريم، نتيجه همان مىشود كه شايد آگاهانه و يا ناآگاهانه بعضيها به آن تعاقب سكونها و يا تعاقب حالات گوناگون و يا تعاقب امور دفعى مىگويند. در حالىكه حقيقت حركت اين نيست. پس نه تنها ديالكتيسينها ارمغان جديدى بعنوان حركت را براى ما نياوردهاند، بلكه آنها اصلا نمىتوانند حركت را اثبات بكنند. اين افتخارى براى مكتب ديالكتيك نيست كه ما حركت را آورديم و آنها مكتب ايستا هستند و ما مكتب پويا هستيم! اگر پويشى باشد بايد از راه عقل اثبات شود وگرنه حس و تجربه خودبخود نمىتواند پويشى را اثبات بكند. نكتههاى ديگرى هم وجود دارد كه بحث آن را به آقاى سروش حواله مىدهم. كه انشاءالله ايشان تقبّل [و تمام]مىفرمايند.
مجرى: اگر اجازه بدهيد قبل از اينكه آقاى سروش صحبت بفرمايند، آقاى طبرى و آقاى نگهدار بيشتر در اين مورد صحبت كنند، آنگاه آقاى سروش از نقطه نظر اسلامى به نقد آن بپردازند. خواهش مىكنم.
آقاى نگهدار: راجع به موضوع منطق صورى و منطق ديالكتيك من مطرح نكردم كه منطق صورى مفاهيمى را مطرح مىكند كه ثبات جهان خارج را منعكس مىكنند. بلكه مسأله اين بود كه مفاهيم را بگونهاى ثابت در نظر مىگيرد ولى منطق ديالكتيك جهان را در حال حركت و در حال تغيير بررسى مىكند كه قبلا مفصل راجع به اين مسأله صحبت كرديم.
آقاى مصباح: عرض كرديم كه منطق اصلا كارى به بينش جهان ندارد. سر و كار منطق فقط با مفاهيم ذهنى است و هيچگاه راجع به حقايق [خارجى] جهان بحثى ندارد.
آقاى نگهدار: توضيح داديم كه ديالكتيك روشى براى هستىشناسى و معرفتشناسىاست. يعنى هر دو جنبه را بررسى مىكند. امّا مسألهاى كه آقاى مصباح