گفتمان روشنگر در مورد اندیشه های بنیادین - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٣٤ - حركت
نمىتراشد. بلكه به علوم مراجعه مىكند. به همين جهت انگلس گفته است اَشكال مختلف حركتى كه ما مىبينيم در اَعراض چهارگانه نيست و يا در جوهر نيست. اصلا مسأله را به آن شكل مطرح نكرده است، بلكه گفته است كه حركت يا در عرصه پديدههاى فيزيكى انجام مىگيرد و يا در عرصه پديدههاى شيميايى و الى آخر كه من ديگر آن حرفها را تكرار نمىكنم. حالا اگر منظورتان از تعريف حركت، تعريف حركت مكانيكى صرف است، من تعريف حركت مكانيكى را عرض كردم. حركت مكانيكى عبارتست از حلّ مسأله اتصال و انفصال. امّا به طور زنون سوفسطايىگونه با تكيه بر نمونههايى از انواع حركت همانند پرتاب تير و سنگپشت، و... مىخواست بگويد چون مىتوان اين فاصلهاى را كه [متحرك]طى مىكند به فواصل كوچكتر و كوچكتر تقسيم نمود و چون در هر فاصله كوچكى، ساكن است، لذا مجموعه حركت را به مجموعه سكون مبدّل نمود و حركت را انكار كرد. البته اين فقط بازى با لفظ است. جواب آن هم خيلى آسان نيست. اَپـُريهاى مختلفى كه آنها مطرح مىكنند از لحاظ منطقى جزو معضلات منطقى است كه حلكردنش آسان نيست. ولى سفسطه است. يعنى واقعيت خارجى به ما نشان مىدهد كه حركت در واقع وجود دارد. به اين ترتيب من يك نوع اختلاف بنيادين نمىبينم. ليكن سرگردان هستم كه با چه چيز من بايد معارضه بكنم. چون اختلاف بنيادى در اين مسائل نمىبينم، بلكه دو شيوه طرح است؛ يك شيوه طرح اسكولاستيك است كه مطالب ذىقيمت در آن وجود دارد و ديگرى شيوه طرح ديالكتيكى است كه مبتنى بر علوم امروزى است. اين دو با همديگر در بسيارى از مسائل آشتىپذير هستند.
مجرى: آقاى مصباح، آيا جواب سؤالتان را گرفتيد؟
آقاى مصباح: همانگونه كه فرمودند، عناصر و چيزهايى وجود دارد كه قابل پذيرش است و ما هم اختلافى نداريم.
آقاى طبرى: فقط من پذيرفتم. پس شما هم بپذيريد.
آقاى مصباح: بايد ديد كه اين امور تا چه اندازه قابل پذيرش است. در همان اندازهاى كه قابل پذيرش هستند با هم اختلافى نداريم. فرموديد درباره حركت مطالب مختلفى وجود دارد. مانند بحث «كون و فساد» و «حركت جوهريه» كه ملاّصدرا ذكر