گفتمان روشنگر در مورد اندیشه های بنیادین - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٣١ - حركت
امّا اينكه آقاى طبرى فرمودند ملاّصدرا به حركت ذاتى نزديك شده است، از اين سخن برداشت مىشود كه ايشان يك حركتى كاملتر و عميقتر از آنچه را كه ملاصدرا بيان كردهاند، در نظر دارد. اگر منظورشان اين باشد بايد عرض كنم كملطفى كردهاند. ممكن است منظورشان از حركت ذاتى چيز ديگرى باشد. بههر حال اينكه عمق حركت چه اندازه است و قلمرو آن كجاست و مسائل ديگرى از اين قبيل، بحثهاى مفصل لازم دارد كه اينجا جاى آنها نيست. اكنون مىخواهم عرض بكنم كه هيچ سيستم منطقى نمىتواند واقعيت منطق صورى را انكار كند. همانطورى كه در مباحث قبل هم بيان شد و بطور مكرّر آقاى طبرى تصريح فرمودند، هرگز منطق صورى را انكار نمىكنيم و كاملا به اعتبار خودش باقى است و منطق ديالكتيك در مقابل منطق صورى چيزى راجع به مفاهيم مرتبط با منطق صورى نياورده است.
پس بايد ابتدا تعريف حركت روشن شود. به يقين، مطلقِ تغيير حركت نيست. يعنى تغيير دفعى از نظر فلسفى حركت محسوب نمىشود والاّ بايد به حرف اليائيها روى آورد. يعنى آنها هم سكونهاى پى در پى را كه تغييرات دفعى هستند، مىپذيرفتند. اگر حركت را به اين معنا بپذيريم اين سخن دقيقاً به معناى انكار حركت است و در واقع به مكتب فلسفى معروف كه منكر حركت است، بازگشت كردهايم. ماترياليسم ديالكتيك كه اين قدر بر روى حركت تأكيد مىكند و آن را يكى از اصول اساسى خود قلمداد مىكند ـ آنگونه كه آقاى طبرى بيان فرمودند ـ نمىتواند به مكتب زنون كه منكر حركت شناخته شده است، بازگشت بكند. پس مسلماً حركت از نظر ايشان هم نبايد مساوى با تغيير باشد. بايد تغيير تدريجى با حفظ وحدت جريان از آغاز تا انجام به عنوان تعريف حركت مد نظر باشد. اگر حركت اينگونه تعريف شد ـ كه فكر نمىكنم در آن خدشهاى باشد ـ آنگاه سؤال مىكنيم كه آيا شما براى اين حركت هم عموميت قائل هستيد؟ آيا به عنوان طرفدار و نماينده مكتب ماترياليسم ديالكتيك براى حركت ـ طبق اين معنا ـ عموميت قائل هستيد؟ و آن را قانونى جهانشمول مىدانيد؟ پس بعد از تبيين دقيق حركت، آنگاه بايد از كليّت و عموميت آن بحث كرد. همانطورى كه از بسيارى تعبيرات شما برمىآيد و شايد آقاى نگهدار هم تأكيد كردند، اين قانون هيچ استثنا ندارد و مطلق است و شامل همه چيز مىشود و هيچ چيزِ بىحركت نداريم. آيا