گفتمان روشنگر در مورد اندیشه های بنیادین - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٢٧ - حركت
هم از جانب ما دست يافتيم. نظر به اينكه بحثهاى گذشته جامع نبودند در اينجا يكبار ديگر مسأله حركت را بررسى مىكنيم. همانگونه كه متذكر شديم حركت در معناى عام همان «تغيير» است. يعنى «دگرگونه شدن» و «غيرشدن» و «دگر شدن». اين خصيصه [يعنى حركت] خصيصه ذاتى مادّه است و ما در سراسر جهان شيئى و يا پديدهاى را نمىيابيم كه عارى از حركت باشد. همانگونه كه در فلسفه ماركسيسم چنين است و از قول ماركس هم مطرح مىشود كه وى حركت را خصيصه ذاتى مادّه و امرى مطلق ـ به معناى تجريدى كلمه تغيير ـ به حساب مىآورند. يعنى تنها مفهومى كه در ماركسيسم مطلق است ـ يعنى تغيير نمىكند ـ تجريد مفهوم تغيير است. يعنى مفهوم تجريدى تغيير ثابت است. پس مفهوم تجريدىِ تغيير، ثابت و ابدى و هميشگى است و ذاتى تمام اشيا و پديدههاست. هيچ پديدهاى و هيچ شيئى را در عالَم نمىتوانيم ببينيم كه اين خصيصه را نداشته باشد. همانگونه كه بحث شد منطق ديالكتيك بر اساس همين تغييرپذيرى و تحوّل دائمىِ اشيا و پديدههاى خارجى استوار است و گفتيم كه تفاوت اصلى ديالكتيك با منطق صورى همانا بررسى اشيا و پديدهها در جريان حركت است، كه ديالكتيك اين را مىپذيرد. در اينجا اين مسأله مطرح مىشود كه چرا حركت ذاتى اشيا و پديدههاست و حركت را جدا از جهان مادّى نمىتوانيم در نظر بگيريم؟ قبل از پيدايش ديالكتيك نظر فلاسفه بر اين بود كه حركت مىتواند جدا از ماده به صورت يك پديدهاى مستقل از ماده در نظر گرفته شود. امّا مشاهدات عينى و بررسى كلّ جهان، چنين ايدهاى را نفى مىكند. يعنى ما نمىتوانيم هيچ حركتى را پيدا بكنيم كه جدا از مادّه باشد و اين روى ديگر مسأله است. يعنى همانگونه كه ماده را بدون حركت نمىتوانيم در نظر بگيريم و چنين چيزى در جهان خارج وجود ندارد، همانگونه هم حركت بدون مادّه اساساً غير قابل تصور است. ديالكتيسينها هم معتقد هستند كه حركت بدون ماده وجود ندارد.
مطلب ديگرى را بايد اضافه كرد كه جهان مادى اين حركتى كه ...[١] مسأله ديگرى كه در اين رابطه بايد مورد بررسى قرار بگيرد مفهوم زمان و مكان است. زمان را هم نمىشود جز در مادّه در نظر گرفت. زمان را مىتوان به توالى تغيير وقايعى كه اتفاق
[١] در اينجا آقاى نگهدار نتوانست ادامه صحبت را كامل كند و به سراغ مسأله بعد رفتند.