گفتمان روشنگر در مورد اندیشه های بنیادین - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٢٣ - رابطه تضاد با حركت
همانطور كه از نظر مولانا براى جهان در خارج تخالفى در نظر گرفته مىشود، همينطور نيز تعاشق و معاشقه هم در نظر گرفته مىشود و اين برعكس تفسير تضاد ديالكتيكى است كه تمام عالم را صرفاً در تضاد و تنازع غوطهور مىسازد. اين هم شعرى از مولانا از باب تفسير دقيقتر و وسيعتر و شايد صحيحترى.
من پيشنهاد مىكنم كه دقيقاً مشخص كنيم براى نوبت آينده در چه موردى بايد سخن بگوييم.
مجرى: با تشكّر از اينكه سر وقت صحبت خود را تمام كرديد. آقاى مصباح پيشنهاد كردند چون در اين بحث با تعابير مختلف از حركت تعريف ارائه شده است مانند اينكه حركت به جمع بين «بودن» و «نبودن» و يا «بودن» و «شدن» و... تعريف شد. و از طرفى حركت دربردارنده تضاد معرفى شد، لذا موضوع بحث آينده بيان حقيقت «حركت» باشد. البته ايشان كتباً پيشنهاد خودشان را نوشتند و ارائه دادند. بهر حال اگر آقايان با اين پيشنهاد موافق هستند با توجه به اهميت «حركت»، آن را به عنوان موضوع بحث آينده در نظر مىگيريم.
آقاى مصباح: يعنى بطور كلى اصل حركت از نظر ماترياليسم ديالكتيك و اينكه آن را يك اصل كلى از اصول اساسى ديالكتيك مىدانند، موضوع بحث باشد. البته طبعاً بايد تفسير صحيحى هم از آن ارائه شود كه حقيقت حركت را چه مىدانند و چگونه آن را جهان شمول مىبينند.
آقاى طبرى: ........ با آن اشعار بسيار زيبايى كه آقاى سروش خواندند ....... و تجاذب را در جهان وجود، قبول كردند و آن را در مقابل تخالف مىدانند. البته اينهم خودش يكنوع ديالكتيك بين تجاذب و تخالف است. بههر حال من با پيشنهاد آقاى مصباح كه حركت، موضوع بحثمان باشد موافقم.
آقاى نگهدار: موافق هستم كه از حركت بحث شود. اشكالى ندارد.
مجرى: موضوع بحث آينده «حركت» خواهد بود. در پايان بحث از حضار محترم تشكّر مىكنم و مجدداً تأكيد مىكنم چنين فضاى بحثى تنها ثمره انقلاب و متكى بر ايدئولوژى اسلامى است و در كشورهاى ماركسيستى و غير ماركسيستى، در هيچ جاى جهان چنين فضايى وجود ندارد و چنين اجازهاى به ايدئولوژيهاى متضادِ