گفتمان روشنگر در مورد اندیشه های بنیادین - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢١٣ - رابطه تضاد با حركت
كه حركت مكانيكى مىباشد در مورد اصول ... تَسرّى و تعميم بدهيم. اينكه چگونه تعميم مىدهيم، بحث ما است. امّا فكر مىكنيم كه اگر ما يك يك اصول را بشكافيم و جلو برويم باز هم به اين بنبست كه، چگونه حكم شما بر مسند ثبوت مىنشيند برمىخوريم.
اما اينك من به آن منابعى كه آقاى سروش در مباحث قبل درباره حركت تكاملى و نظريههاى علمى ارائه دادند، اشاره مىكنم. ايشان دو نظريه را مطرح كردند كه يكى معتقد است عناصر خارج و عناصر تشكيل دهنده طبيعت، از ذرات بزرگ به سمت ذرات كوچك شكسته شدهاند و تئورى ديگر مىگويد عناصر تشكيلدهنده طبيعت از اجتماع ذرات كوچك مثل هيدروژن و هليوم است. اين جمله را هم آقاى سروش مطرح كردند كه هيچكدام از اين دو تئورى بر مسند ثبوت ننشستهاند. ولى اگر بحث بخواهد به نتيجه واحد برسد، بايد بدانيم كه چگونه بر مسند ثبوت مىنشيند و در اين زمينه بايد توافق نظر داشته باشيم. من فكر مىكنم اين مطلب به همان مباحث تئورى شناخت برمىگردد كه بايد مورد بررسى قرار بگيرد. آقاى سروش مطرح مىكنند كه روش علوم اصولا استقرا است و استقرا هم همان تجربه است و چيزى فراتر از آن نيست. قبلا ما بر سر همين مسأله مقدارى بحث كرديم. در حالى كه ذهن، عملِ استقرا را انجام مىدهد، در همان لحظه در حال قياس و تعميم و مقايسه نيز مىباشد و وقتى هم به نتيجه مىرسد تازه اين نتيجه به صورت يك حقيقت نسبى مطرح مىشود نه مطلق. اين حقيقت نسبى به تدريج طى تجربياتى كه بشريت در طول تاريخ به دست مىآورد، تدقيق و سالمتر مىشود و با جزئيات بيشتر توأم مىگردد و مىتواند باز هم بيشتر تعميم پيدا كند. فكر مىكنم ما بايد يك بار روى مسأله شناخت بحث مفصل با همديگر داشته باشيم. گمان مىكنم كه فرصت من هم تمام شده باشد.
مجرى: دو دقيقه از وقت شما باقى مانده.
آقاى نگهدار: مسأله ديگر قانون داروين است كه مطرح و توضيح دادند. در اين زمينه ضرورت يا قانون، راه خودش را از درون تصادف يعنى بىقانونى باز مىكند. در مورد قانون داروين هم همينطور است. قانون داروين درباره آن چيزى كه در خارج از ذهن، در هستى هست و بر يكايك موجودات زندهاى كه در طبيعت هستند، جارى