گفتمان روشنگر در مورد اندیشه های بنیادین - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢١٠ - رابطه تضاد با حركت
آقاى طبرى: اشكال بحث ما اين است كه مدت پاسخها بايد با مدت سؤالها همزمان و يكسان باشد و حال آن كه در عرض دو ثانيه مىشود پرسيد كه فيزيك چيست؟ ولى بايد ده سال جواب داد كه فيزيك اين است. لذا بايستى اين نكته را در نظر گرفت. من فقط چند نكته را عرض مىكنم:
١ـ آقاى مصباح درباره تضاد صحبت كردند. بايد اين نكته را بگويم كه تضادّ از لحاظ ديالكتيكى با تضادّ از نقطه نظر منطقى فرق دارد. تضاد از نقطه نظر منطقى با تمام احكام آن مورد قبول ماست مانند «لايرتفعان ولايجتمعان الى آخر» امّا مسأله تضاد از لحاظ ديالكتيكى نكته ديگرى است كه در فلسفه است. اينجا اشتراك لفظى پيدا مىشود. لذا ابهام ايجاد مىكند. كلام ديگرى كه مىخواهم عرض كنم اين است كه اگر من خودم را ملزم بكنم كه حتماً يك مطلبى را نپذيرم و پاسخ منفى بدهم، يعنى به هر قيمتى قانع نشوم، كار خيلى مشكل مىشود؟ من نمىدانم بحث آزاد ما در آنصورت به چه شكلى ادامه پيدا مىكند و چگونه خواهد شد.
آقاى سروش: ...
آقاى طبرى: ... هميشه مىتوانيم بگوييم كه جوابى كه داده شده برهانى نبوده و يا هميشه مىتوانيم بگوييم جواب مبهم است. تمام اين مطالب و سخنان را مىتوانيم بگوييم و حال آن كه طرف مقابل ـ فرض كنيد اينجانب به عنوان طرف مقابل ـ كوشش مىكند كه جوابش برهانى باشد و يا تصور مىكند كه جواب روشن است و گمان مىكند كه اين جواب داراى استناد علمى است. همه اين احتمالات وجود دارد. در حالى كه شايد توهّم باشد. ولى حداقل اين توهمات در ذهن گوينده هست. ولى بعد مىبينيم كه نسبت به آن مباحث اقناعى پيدا نكرده است. البته اين حالت طبيعى است و به قول شما مىبايستى قضاوت را به بينندگان واگذار كنيم و يا در طول تاريخ اين قضاوت انجام مىگيرد. مسأله خيلى بغرنج است.
نكته ديگرى را آقاى مصباح راجع به قضيه ايجابيه كليه فرمودند و اينكه مىبايستى اثبات آن در كليه قضاياى [موارد] جزئى ممكن باشد تا قانون باشد والاّ ديگر نمىتواند قانون باشد. ما نمىتوانيم درباره قانون اينگونه بحث بكنيم. يعنى جزم گرفتن نظريه ديالكتيكى به صورت قانون در طبيعت و اجتماع و اينكه مسأله به اين