گفتمان روشنگر در مورد اندیشه های بنیادین - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٠٢ - رابطه تضاد با حركت
كه به آن استناد شود. امّا آن مسألهاى كه بطور كم رنگ و رقيق درباره تفاوت و تباين و... مطرح شد، به سؤال دوم برمىگردد كه سعى مىكنم در سؤال دوم پاسخ بدهم.
اين بار بحث اينگونه مطرح شد كه ابتدا به يك كيفيت و يا به زبان ديگر به يك سيستم نگاه مىكنيم. يعنى گفته شد كه ما در بدو پيدايش همگونى مىبينيم و به تدريج تباين و تمايز و تخالف و تقابل و از اين قبيل حالات مشاهده مىشوند تا به مرحلهاى كه نطفه نو بسته شود و به صورت تضاد آشكار مىشود. در اين جا آقاى سروش مسأله را اين گونه مطرح كردند كه پس تا يك مدتى در درون شىء و يا در درون يك سيستم و يا يك كيفيت، تضاد وجود ندارد و از اين مرحله به بعد هست كه تضادّ پديد مىآيد. اگر در يك مرحله و در يك سيستم تضاد وجود ندارد. پس بايد بگوييد كه حركت هم وجود ندارد. چون معتقديد كه منشأ حركت تضاد است و لذا در اين مورد بايد به سكون قائل باشيد. آيا قائل به سكون هستيد يا نه؟
آقاى سروش: البته اين سخن آقاى طبرى بود نه من.
آقاى نگهدار: شما به اين شكل سؤال را مطرح كرديد؟
آقاى سروش: بله؛ گفتم اگر قبل از آشكار شدن تضاد، تخالف و تباين است و تضاد نيست پس همين سؤال من كه مبتنى بر سخن ايشان ـ آقاى طبرى ـ است، مطرح مىگردد. بههر حال مطلب همين مىباشد.
آقاى نگهدار: در مورد تضاد هم يقيناً مثل تمام مقولات يا مفاهيم ديگرى كه مورد نظر است، به يك زندگى و يك نقطه پيدايش و يك پروسه پيدايش و پروسه تشديد و پروسه حل قائل هستيم. يعنى به اين ترتيب است كه از همين ابتدا به نقطه پايان نرسيده و نمىرسد. جامعه سرمايهدارى را مثال بزنيم كه در اين جامعه از همان ابتدا اين جامعه سرمايهدارى، همين امپرياليزمى كه مىبينيم نبوده است. در يك دورهاى رقابت آزاد بوده و به عالىترين مرحله تكامل سرمايهدارى دست نيافته بود، كه اسم آن را امپرياليسم گذاشتهاند. اگر از اين مرحله جلوتر برويم در يك دوره نيمه فاكتورى در توليد سرمايهدارى مىرسيم. اين پديدهاى كه ما نام آن را توليد سرمايهدارى يا جامعه سرمايهدارى و يا تكامل جامعه سرمايهدارى مىگذاريم از چه زمانى آغاز شده است؟ اين مطلبى است كه در ديالكتيك مقدار زيادى درباره آن بحث شده است. براى اينكه