گفتمان روشنگر در مورد اندیشه های بنیادین - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٠١ - رابطه تضاد با حركت
آقاى سروش: آن راه سادهتر اين است كه ما هر مطلبى را به يك مفهوم ديگرى كه آن هم مبهم است موكول نكنيم و دليل خاص آن را در همانجا توضيح بدهيم. لذا آنچه كه در اين جا گذشت به نظر من خالى از ابهام نبود و شما هم داريد به همان ابهام احاله مىكنيد. در مباحث گذشته عرض كردم كه «خون را به خون شستن محال آمد محال». نمىشود اين دو را با هم شست و اين را با آن روشن كرد. توجه كنيد؛ در اين جا مثالهايى گفته شد مثلا فصل و وصل اتمها و مثالهايى همانند اين ارائه شد كه من مشخصاً روى اين مثالها انگشت گذاشتم كه آيا درست است يا نه؟ البته آقاى طبرى جواب دادند ولى خلاصه سخنان آقاى طبرى اين بود كه اگر درست نباشد چه باك. حالا در يك جزئى درست نباشد، چه اشكالى دارد! ما درباره كلّ صحبت مىكنيم. سخن ايشان اين بود.
آقاى نگهدار: پس من استنباط نكردم.
آقاى سروش: چرا. دقيقاً سخن ايشان اين بود. منتهى خودشان به بىرمق بودن تعبير مىكردند. يعنى مىگفتند حالا اگر هم خيلى خوب ديده نمىشود و يا اگر خوب صدق نمىكند و يا اگر شما به آن محكمى نمىتوانيد اين جا مصداقش را بيابيد، اشكالى ندارد.
آقاى نگهدار: نوبت بحث براى من است.[١]
مجرى: لطف كنيد اجازه بدهيد آقاى نگهدار پاسخ بگويند. نوبت ايشان است.
آقاى سروش: ...مانعى ندارد. من فقط براى روشن شدن خودم و آنهايى كه مخاطب اين بحث هستند سؤال كردم. بفرماييد.
آقاى نگهدار: اين نكته بصورت بىرمق و خيلى كمرنگ در جزء ديده مىشود. برخى از خصوصيات صرفاً مثال بود. حالا خودشان [مقصود آقاى طبرى هستند] بيشتر توضيح مىدهند. در رابطه با تفهيم مسأله جزء و كل و خصوصياتى كه در جزء ديده مىشود به شكلى كاملا دقيق در بحث كل تكرار مىشود. بههر حال خيلى از مطالب مجدداً در آنجا تكرار مىشود. امّا مثال نهنگ و كشتى و... كه مىگفتيم در درياها هست ولى در قطره نيست و مطلبى از اين دست، خود مورد بحث و نظر نبود
[١] گويا در اينجا آقاى سروش مىخواستند سخنى را ايراد نمايند.