گفتمان روشنگر در مورد اندیشه های بنیادین - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٠٠ - رابطه تضاد با حركت
آقاى سروش: در هريك از آن شش عرصه حركت ـ مثلا يكى، همان عرصه حركات شيميايى و يا آن سه عرصه ترمال و غيره، به هر حال فرقى نمىكند، چگونه حركت را تعميم داديد؟ مگر غير از اين است كه از جزء براى كل نتيجه گرفتيد؟
آقاى نگهدار: يك دفعه ديگر بر سر استقرا و تجربه و... بحث كرديم.
آقاى سروش: شما مىگوييد مسأله روشن شد. من مىخواهم ببينم چطور روشن شد؟ روشن شدنش [براساس استقرا] است و يا به گونه ديگرى اين دفعه روشن شده است و يا اينگونه روشن شده است كه در دانه دانه اين موارد ما واكنش شيميايى را ديديم.
آقاى نگهدار: در اين مورد مشخص بحث كلّيت دارد. يعنى تمام عرصههاى حركت كه ما در هستى و خارج مىبينيم و تاكنون شناختهايم را دربر مىگيرد و ديديم كه چگونه در هر كدام از اينها تضاد منشأ حركت است.
آقاى سروش: اگر كليّت دارد، شما از كجا به كليّت آن رسيديد؟ يعنى همين كه بگوييد كليّت داشت ديگر كافى است؟ يا اينكه روشى بوده كه شما را به كليّت رسانده است؟
آقاى نگهدار: اين سؤال دقيقاً برمىگردد به همان بحثى كه... .
آقاى سروش: همان را عرض مىكنم.
آقاى نگهدار: يعنى به همان متدلوژى، استنتاج يا تعميم يا شناخت قوانين علمى برمىگردد.
آقاى سروش: بله، درست است. من هم مىخواهم همين را بگويم. يعنى پس در اين جا به همين روش است. روشن شد.
آقاى نگهدار: پس اگر موافق هستيد اجازه بدهيد من در اين جا پيشنهادى بكنم، چون اين بحث كه چگونه يك چيز اثبات مىشود و چگونه به يك چيز مىتوانيم يقين علمى پيدا بكنيم و... بحثى است كه در هر بحثى ـ چه در اصل تكامل و چه در تأثير متقابل و ... ـ همواره مطرح شده است، لذا پيشنهاد مىكنيم كه يك بار اين مسأله كه به روش شناخت و به تئورى شناخت برمىگردد، توضيح داده شود.
آقاى سروش: به نظر من راه سادهترى هم وجود دارد.
آقاى نگهدار: [خوب] همان را به بحث بگذاريم.