گفتمان روشنگر در مورد اندیشه های بنیادین - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٩٩ - رابطه تضاد با حركت
شكافتيم و مطرح كرديم. گمان مىكنم اين بحث قبلا مطرح و روشن شد كه چگونه ما تمام حركات را در نظر مىگيريم. مثلا حركت در جامعه و در بيولوژى و همينطور تضادهاى خاص را در آن نوع تضادى كه اين حركت را به اين شكل مشخص تعيّن مىبخشند، مطرح كرديم. همانگونه كه توضيح دادند بحث علت و معلول مىبايد قبلا مطرح و صحبت مىشد و بعنوان توضيحى بر مقدمه اين بحث مطرح مىگرديد ـ والاّ بعداً وارد مسائل شده و دقيقتر و جزئىتر بحث مىكنيم. هر نوع تجزيه و تركيبى را كه در نظر بگيريد ـ به عنوان مثال تجزيه و تركيب شيميايى و يا گرم و سرد شدن جسم ـ يك نوع تركيب و يا يك نوع تحول در آن جا صورت مىگيرد. اينكه مىگوييم تضاد موجب حركت است، در اين جا آن فعل و انفعال مشخصى كه در بين اتمها و مولكولها بر اساس تجزيه يا تركيب صورت مىگيرد منظور نيست يعنى همان حركت شيميايى و آن حرارت دادن به شىء كه اسم آن حركت شيميايى است، نمىباشد، آن عمل ديگرى است كه در جاى ديگرى صورت مىگيرد. اگر منظور نظرمان حركت شيميايى باشد، لزوماً چيزى كه مىبينيم جز تجزيه يا تركيب يااتصال و انفصال اتمها و مولكولها به يكديگر نخواهد بود. وقتى از مقوله تضاد صحبت مىكنيم دقيقاً همين مسأله تضاد بين اتصال و انفصال مولكولها در پروسه تحوّل شيميايى مورد نظر است. همان طورى كه در اجتماع و يا در توليد ارزش اضافى و در توليد و در تضاد بين انسان و طبيعت مىتوانيم توضيح بدهيم و مثال بزنيم. اينكه شما گفتيد چگونه استنتاج كلّى نموديد با همان تعاريفى كه آقاى طبرى از مفهوم كلّى ارائه دادند و با اين [تعريف] مشخص و جمعبندى مشخصى كه ما از تمام حركات ارائه داديم و گفتيم چگونه تضادها در هر موردى به چشم مىخورد، جواب داده مىشود.[١]
آقاى سروش: يعنى شما معتقديد كه اگر چيزى در اين اجزا صدق كرد، براى كلّ نيز چنين است؟!
آقاى نگهدار: نه. چون اصلا مسأله به اين شكل مطرح نمىشود. ما شش مورد و شش عرصه حركتى را توضيح داديم و در هر مورد هم مشخص كرديم كه تضاد چگونه رخ مىدهد.
١ در حالى كه اين قسمت بدون اندك تصرفى آورده شده است، اما نارسائى معنايى كاملا محسوس است.