گفتمان روشنگر در مورد اندیشه های بنیادین - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٩٧ - رابطه تضاد با حركت
در مقابل چشم خود مىبينيم. اين به اثبات علمى خاص لازم ندارد. البته اين يك بحث فلسفى است. چون آنگونه كه من احساس مىكنم آقاى سروش از من استناد به كتابهايشان را مىخواهند. لذا بايد بروم كتابهايشان را جستجو و مطالعه كنم. بنظر من آقاى سروش اطلاع گرانبهايى در مسأله متدلوژى علوم دارند كه الآن در شرق و غرب مورد توجه است. اينكه كشف چطور انجام مىگيرد؟ علم چطور ثابت مىشود؟ فرضيه چيست؟ تئورى چيست؟ برهان علمى به چه ترتيب است؟ بحث علمى يعنى چه؟ در تمام اين موارد بحثهاى مفصلى انجام مىگيرد و اختلافى بين دانشمندان شرق و غرب هم نيست براى اينكه از مسائل عينى است و نمىتواند مورد اختلاف باشد. اختلاف از آنجا شروع مىشود كه فراتر از مسائل عينى باشد. همان طورى كه فرمودند متدلوژى علوم بحثى فلسفى است. متدلوژى علوم كه در غرب مرسوم است از فلسفه «پوزيتيويسمى، ـ تحصّلى يا اثباتگرايانه ـ گرفته شده است كه «ويت گنشتاين» و «كارناپ» و «راسل» و ديگران نماينده آن هستند. متدلوژى علوم در شرق مبتنى بر فلسفهاى است كه آن را فلسفه ديالكتيك مىناميم. از اين جا تمام اين دعواها شروع مىشود كه پايه عمومى و بنيادى اين دو متد چيست؟ اثبات اين سخن يك مسأله فنى خيلى مشكلى است كه بايد بحث كنيم.
آقاى سروش: اگر حق داشته باشم نتيجهگيرى كنم چنين مىگويم كه آقاى طبرى به سؤال زياد عنايت نكردند. بعد يك نكته هم در انتها اضافه كردند كه بنظر من مخالف همه نتيجهگيرى سابق و سخنان ما در مباحث قبل بود و آن اينكه متدلوژى علمى در شرق، مبتنى بر ديالكتيك است!! من فكر مىكنم كه تا امروز مدعاى ايشان اين بوده كه ديالكتيك برآيند علم است. حالا اگر بگوييم متدلوژى علمى بر آن برآيند ـ يعنى ديالكتيك ـ مبتنى مىباشد [خيلى عجيب است] والله نمىدانم چگونه بين اينها را جمع مىكنند.
مجرى: وارد بحث متدلوژى علوم نشويم...
آقاى طبرى: هر وقت لازم شد بنده عرض مىكنم.
مجرى: تصور مىكنم چند سؤال باقى مانده بود كه آقاى طبرى فرمودند اينها را مطرح كنيد تا پاسخ بدهم. اگر مايل باشند در اين دور مىتوانند از وقت خودشان