گفتمان روشنگر در مورد اندیشه های بنیادین - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٩٦ - رابطه تضاد با حركت
دايرةالمعارف شوروى يا امريكا را به ميان بياوريد!! اينكه براى ما مهم نيست. اگر در اين دايرةالمعارفها، دليلى ذكر شده است، اين دليل را بيان كنيد و بگوييد اين دليل و اين قوانين علمى اين نتيجه فلسفى يا ديالكتيكى را در پى دارند. ما در اين جا راغب آن دليل هستيم.
آقاى طبرى: من تصور مىكنم كه تمام سخنانم جنبه برهانى دارد و جنبه انتسابى ندارد. امّا راجع به آن نكته و سؤال مورد توجه آقاى سروش كه فرمودند قانون حركت تكاملى كه مدعاى ماركسيستها است بر چه استدلال و برهان علمى مبتنى مىباشد، بايد عرض كنم كه ما اين را گفتيم و خوشبختانه در روزنامه اطلاعات ـ هر چند با برخى اشتباهات ـ در حال چاپ است. لذا به اين متن مىتوان مراجعه كرد. ما گفتيم كه وقتى مشاهده مىكنيم كه تمام پديدهها، از پديدهاى فيزيكى بعنوان نازلترين شكل حركت ماده، و پديدههاى مكانيكى كه تا اندازهاى جنبه انتزاعى دارد مشاهده مىكنيم كه ماده تكامل اعتلايى دارد. البته هنوز جهان هندسى ثابت نشده بلكه فرضيه آن وجود دارد ولى فرض جهان فيزيكى مسأله مسلّمى است، همينطور در مرحله تكامل شيميايى، يعنى حركت شيميايى و حركت بيولوژيك و حركت اجتماعى را وقتى مىبينيم، به اين نتيجه مىرسيم كه مادّه تكامل اعتلايى داشته است. ماده نه در سرتاسر كيهان بلكه در جاهاى معينى، حركت را طى كرده است كه اين حركت، حركت اعتلايى است. و ليك تكامل در همه شاخهها و انشعابهاى خودش دنبال نمىشود بلكه يك شاخه روينده و محور مركزى دارد كه به شكل شتابگيرى به پيش مىرود ولى شاخههاى ديگرى هست كه بنبست دارند و يا حركت قهقرايى دارند و... . ما مىتوانيم در پديدهها اين حركت قهقرايى و حركت دورى را ثابت بكنيم و آن را تعميم بدهيم كه مثلا در عالم فقط دور وجود دارد. ولى اگر اين كار را بكنيم و بياييم تمام حركتهاى مادّه را مورد توجه قرار بدهيم مشاهده مىكنيم كه ماده به آنجا رسيده است كه الآن آقاى سروش نشستهاند و با من بحث مىكنند. به انسان شاعر، آگاه، خودآگاه كه قدرت دارد مفاهيم را به همديگر سوار بكند و از آنها احكام درست نمايد [و مفهوم بسازد] و آنها را به صورت بحث علمى ارائه كند، رسيده است. وقتى به موادّ بىجان كه اخسّ موجودات هستند نگاه مىكنيم، طبيعتاً يك تكامل اعتلايى بزرگ را