گفتمان روشنگر در مورد اندیشه های بنیادین - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٩٠ - رابطه تضاد با حركت
عقيده ما علت جدا از معلول نيست و معتقديم كه علت و معلول جا عوض مىكنند ولى در عين حال با همديگر داراى پيوند ديالكتيكى هستند. يعنى علت جاى معلول قرار مىگيرد و معلول جاى علت قرار مىگيرد. همانطور در رابطه تضاد و حركت جريان اينگونه است كه تضاد موجب حركت و حركت موجب تضاد است. اين دو جايشان را با همديگر عوض مىكنند. اما اينكه قانعكننده هست يا نه، آن مسأله ديگرى است. بطور خلاصه ما مسأله علت و معلول را به شكل جداى از همديگر مطرح نمىكنيم.
مجرى: متشكرم.
آقاى سروش: از آنجايى كه مطالب بههم مربوط مىشوند، لازم مىدانم اين سؤال را مطرح كنم كه آنچه من عرض كردم اين سؤال نبود. سؤال راجع به آن توضيحى بود كه شما در ابتدا بيان فرموديد و گفتيد كه مقابله اتصال و انفصال اتمها چيست؟ آيا اين مقابله علت حركت شيميايى است؟ يا اينكه خود يك حركت شيميايى است؟ اينكه مىفرماييد علت و معلول با هم رابطه متقابل دارند، اشكالى ندارد. ولى آيا اينكه تضاد موجب حركت است درست است يا نه؟
آقاى طبرى: عرض كردم كه تضاد موجب حركت است و حركت خودش هم موجب تضاد.
آقاى سروش: بسيار خوب. ولى فرموديد تضاد موجب حركت است و بعد هم به تحولات شيميايى تشبيه كرديد و فرموديد همان فصل و وصل اتمها است. اين سخن را چه مىگوييد؟ سخنان من در ابتداى اين مباحث ناظر به آن تبيينى بود كه شما از تضاد داشتيد و گفتيد كه تضاد تبيين علمى حركت است. من به اين مثالها اشكال داشتم. ممكن است در اين باره توضيح بيشترى بفرماييد؟
آقاى طبرى: به اين ترتيب بايد به سؤال جديدى جواب داد. در اينجا ديالكتيكِ جزء و كل مطرح مىشود. بطور كلى در بيانات آقاى سروش اين مسأله نظر مرا جلب كرده است كه ايشان يك مسأله كلى را با موارد جزئى رد مىكنند. يعنى ابتدا آن را به موارد جزئى تبديل مىكنند و سپس رد مىفرمايند. مثلا اگر اثبات بكنند كه در موارد جزئى مسأله اينگونه نيست، نتيجه مىگيرند كه در موارد كلى هم اينگونه نبايد باشد. در حالى كه كل، جمع عددى جزء نيست بلكه جمع عددى اجزا است، آن هم به اضافه