گفتمان روشنگر در مورد اندیشه های بنیادین - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٨٤ - رابطه تضاد با حركت
برخى دوستان را ناتمام بنمايانم و بگويم اينگونه نتيجهگيرى كردن درست نيست. چون براى علم از آن نظر كه علم است، تفاوتى نمىكند كه بگوييم از بر هم چيده شدن يا از «فيوژن» [«fusion»] و در هم رفتن اتمها و از تركيب اتمهاى سادهتر، رو به اتمهاى سنگينتر مىرويم و يا ماجرا بعكس بوده است. در آينده هم هر يك از اين تئورىها كه به مَسنَد قطعيت بنشيند از نظر ما تفاوتى ندارد. ولى كسانى كه تئورى تكامل را لزوماً به اين معنا مىدانند كه همهچيز از ساده به پيچيدهترشدن مىرود، در برابر اين تئورىهاىِ علمىِ مخالف چه مىگويند؟ گويا اينها در همه موارد چندان برايشان مطبوع درنخواهد آمد. البته قبلا هم بحث كرديم كه تئورى تكامل امر همگانى و همه جايى نيست. پس با استناد به اين توضيحى كه در اين جا داده شد ـ با صرف نظر از اينكه ابتداى عالم چه بوده است و چه نبوده است ـ مىتوان گفت حداقل حركت از پيچيده به ساده در مورد اتمهاى راديو اكتيو ديده مىشود، كه اين سخن ديگر يك تئورى نيست، بلكه يك امر قطعى و مسلم و قابل مشاهده است. [بنابراين تئورى بوجود آمدن عناصر با قانون تكامل همسويى ندارد.]
امّا نكته دوم راجع به اين گفته آقاى طبرى است كه در مباحث گذشته آن را گفتند و من لازم مىدانم كه با اجازه خود ايشان يك تصحيح مختصرى در آن بعمل بياورم. ايشان از قول پيامبر اسلام نقل كردند كه حضرتشان فرمودند «اذا حيّوكم بتحية فحيّوا باحسن منها» جناب آقاى طبرى، اين را عرض مىكنم كه اين سخن از پيامبر اسلام نيست بلكه آيهاى از آيات قرآن است و ثانياً آيه قرآن هم به اين شكل نيست، بلكه به شكل «اذا حييتم بتحية» هست. اين نكته درباره سخنى بود كه از معارف اسلامى نقل شد و به پيامبر اسلام نسبت داده شد. شايد احتياج به اين اصلاح كوچك از ناحيه بنده داشت.
امّا وارد بحث امروز بشويم. درباره مسأله تضاد و مولّد بودن آن براى حركت، نكات زيادى در همين سخنان مختصرى كه دوستان گفتند وجود دارد كه من سعى مىكنم بعضى از آنها را توأم با توضيحاتى از خودم و سؤالاتى جديد عنوان بكنم: آقاى طبرى توضيح دادند كه ما تضاد را بوجود نياوردهايم. يعنى ديالكتيسينها براى بيرون كردن خداوند از جهان و اينكه بگويند عامل حركت بيرون از جهان نيست، به تضاد