گفتمان روشنگر در مورد اندیشه های بنیادین - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٨٠ - رابطه تضاد با حركت
كه سافلترين نوع حركت است ـ و حركات فيزيكى يا تغيير و تحولات فيزيكى، حركات شيميايى، حركات بيولوژيك، حركات اجتماعى و حركت فكرى يا انديشه تقسيم بكنيم. اينها را آقاى طبرى تقسيمبندى كردند و مورد قبول من هم مىباشد. اصل تقسيمبندى هم از انگلس است. وقتى كه مىگوييم تضاد ذاتى اشيا و پديدههاست، گمان من بر اين نيست كه بياييم اشيا و پديدهها را بدون مقوله حركت، كه ذاتى اشيا و پديدههاست، در نظر بگيريم و مثلا بگوييم تضاد اين ليوان چيست؟ يا تضاد اين خودكار چيست؟ بلكه قبلا آن شىء و پديده را بايد با حركت پيوند بزنيم و بعد تضاد را كه منشأ حركت يا علّت حركت است بشناسيم. پس در اين جا وقتى از تضاد ذاتى اشيا و پديدهها صحبت مىكنيم دقيقاً حركتى كه قبلا در نظر گرفته شده و قرار است مورد بررسى قرار بگيرد، در نظر داريم. يعنى هر شئ يا هر پديدهاى را كه در نظر بگيريم، حركتِ آن خارج از آن شش محدودهاى كه برشمرديم نيست. يعنى به تحول فكرى و يا تحول اجتماعى و يا تحوّل بيولوژيك و يا تحولات ديگرى كه به عرصه غير جاندار برمىگردد، مربوط مىباشد. ما وقتى كه مبنا را در بررسى اشيا و پديدهها، تغيير و تحوّل اشيا و پديدهها قرار بدهيم، براحتى مىتوانيم مشاهده كنيم كه چگونه دو ضد و دو عامل متضاد، منشأ و عامل اين حركت هستند. مثلا مىگويند در جامعه ـ نه به اين عنوان كه ما جامعه را به همين شكل در نظر بياوريم و بخواهيم مطالعه كنيم ـ و در حركت اجتماعى ما مىتوانيم اين تضاد را مشاهده بكنيم كه چگونه منشأ حركت اجتماعى است. تضاد بين نيازهاى بشر كه بطور عمده به توليد اجتماعى برمىگردد و موانعى كه در راه گسترش توليد به وجود مىآيد و همينطور مبارزه بين نيروهايى كه توليد كننده هستند و موانع توليد كه به طور كلى در جوامع طبقاتى بين طبقات وجود دارد، منشأ حركت اجتماعى و تكامل اجتماعى است. علاوه بر اين مطلب كه ما تضاد را منشأ حركت يا علت حركت مىشناسيم و به صور گوناگون آن را در شش مقوله متفاوت توضيح مىدهيم، در مورد تضاد بايد مسائل ديگرى را هم مطرح كرده و درباره آن صحبت كنيم تا جنبههاى مختلف موضوع شكافته شود. مثلا از جمله مسأله بيرونى و درونى بودن تضاد و عامل و منشأ حركتبودن آن و ... .
مجرى: با توجه به اينكه شما وقت داريد اگر نكته جديدى هست بيان بفرماييد.
آقاى نگهدار: بله.