گفتمان روشنگر در مورد اندیشه های بنیادین - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٧٥ - رابطه تضاد با حركت
اين بحث در مورد عرفان بود، من مىتوانستم نمونههاى آن را عرض كنم. امّا در مورد حركت و تضاد كه موضوع اخص صحبت ما است، با مراجعه به مسأله تضاد به عنوان منبع حركت، گويا در اينجا يك مقابلهاى با فلسفه الهى به چشم مىخورد. ولى بايد گفت كه در اين جا هيچ گونه مقابلهاى با فلسفه الهى صورت نمىگيرد بلكه آنچه در اين مورد گفته مىشود عبارت است از بيان نظر علم درباره كيفيت حركت و بس. اين بيان درباره حركت همانند بحث فلسفى درباره حركت و حركت در اعراض و حركت در جوهر كه از طرف ملاصدرا مطرح شده است، مىباشد. البته ماركسيسم هم به نوبه خود مسأله حركت را مطرح مىكند. از جمله يك تقسيمبندى از طرف انگلس درباره حركت صورت مىگيرد. او حركات مختلف را از همديگر تفكيك مىكند. همانند تقسيم حركت به حركت مكانيكى، حركت فيزيكى، حركت شيميايى، حركت زيستى يا بيولوژيكى و حركت اجتماعى و حركت در فكر كه مطابق تجربيات علوم و متدلوژى علوم همه اين اشكال مختلف حركت، حاكى از نبردِ متضادين [و دو پديده متضاد] در داخل هر روند جداگانه است. مثلا حركت مكانيكى يك نوع مقابله بين وصل و فصل و بين اتصال و انفصال است و يا حركت فيزيكى يك نوع مقابله و تضاد بين جذب كوانتومهاى ميدانهاى مختلف مثل ميدان الكترومنيتيك يا ميدان جاذبه يا ميدانهاى داخلى اتم ـ ميدان قوى و ميدان ضعيف ـ و دفع آنها است و يا حركات شيميايى عبارت است از مقابله بين اتصال و انفصال اتمها و مولكولها. و يا حركت بيولوژيكى عبارت است از مقابله بين جذب و دفع اشيا بوسيله دستگاههاى ارگانيك و بيولوژيك، و حركت اجتماعى عبارت است از نوعى مقابله بين سطح موجود توليد و سطح مورد نياز توليد از طرف جامعه. و يا حركت در فكر عبارت است از مقابله بين سطح موجود معرفت انسانى و سطح مورد نياز آن. انگلس اين مقابلهها را مايه حركت در هر كيفيّت خاص تلقى مىكند. درباره تقسيم حركت، دانش پيشرفت كرده و معرفت انسانى بالاتر رفته است.
در برابر اين تقسيمِ انگلس، بعضىها تقسيمهاى ديگرى پيشنهاد مىكنند كه از نقطه نظر دانش امروزى دقيقتر است. مثلا پيشنهاد مىكنند كه به جاى اشكال شش گانه حركت كه نام بردم به سه حركت قائل مىشويم: يكى حركت مكانيكى كه حركت