گفتمان روشنگر در مورد اندیشه های بنیادین - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٦٧ - رابطه تضاد با حركت
كه آيا هستى با مادّه مساوى است و يا اينكه ماوراى مادّه، حقيقت مجرد هم وجود دارد و حقايق اعم از مادّى و غير مادّى هستند و به يك حقيقت نامحدود و نامتناهى منتهى مىشوند كه از هر جهت بىنياز است. يعنى ذات مقدس حق تعالى كه مورد اتفاق همه الهيون و مورد انكار همه مادّيون است. ماترياليستها معتقد هستند كه غير از مادّه هرگز چيزى وجود نداشته و نخواهد داشت، و آنچه در جهان هستى پديد مىآيد همه آثار مادّه است. در مقابل، الهيون مىگويند تمام واقعيتهايى كه ما در جهان هستى مىبينيم و با آنها آشنا هستيم، همه واقعيتهائى محدود و نسبى هستند و جملگى نيازمند يك واقعيت مطلق مىباشند كه وجودشان را از او دريافت مىكنند و در هيچ حال و هيچ شأنى از شؤون خود، از او بىنياز نيستند.
مكتب ماترياليسم از يك ديدگاه به دو بخش مهم ماترياليسم مكانيكى و ماترياليسم ديالكتيكى تقسيم مىشود. ماترياليستهاى مكانيكى معتقد هستند پديدههايى كه در جهان طبيعت تحقق پيدا مىكنند، جملگى حركتها و تغييراتى است كه براى مادّه رخ مىدهند و عامل پيدايش اين حركتها، نيرويى است كه از جسمى به جسم ديگر منتقل مىشود. بنابر اين، عامل حركت هر پديده را در خارج از آن پديده بايد جستجو كرد. مثل همه حركتهاى مكانيكى كه با آنها آشنا هستيم. توپى كه روى زمين افتاده و ساكن است وقتى حركت مىكند كه شيئى به آن برخورد نمايد و اين توپ را به حركت درآورد. يعنى نيرويى كه از شىء به اين توپ منتقل مىشود و باعث حركت توپ مىگردد. آنها معتقد بودند كه همه پديدههاى عالم طبيعت حركتها و تغييراتى هستند كه در اثر نيروى خارجى پديدار مىشوند.
ماترياليستهاى ديالكتيكى بر ماترياليستهاى مكانيكى خرده گرفته و اشكال مىكردند كه اگر اين قاعده كليّت داشته باشد ما بايد براى كل جهان طبيعت يك نيروى ماورايى در نظر بگيريم تا ورود آن نيرو از ماوراى طبيعت به عالم طبيعت، موجب پيدايش نخستين حركت شود. در نتيجه، لازمه منطقى ماترياليسم مكانيكى اين است كه به يك نيروى ماورايى معتقد شويم. و اين چيزى است كه مادّيون از آن احتراز دارند و نمىخواهند هيچ نوع تأثيرى را از ماوراى طبيعت، در طبيعت بپذيرند. از اين جهت آنها مكتب ماترياليستى ديگرى را مطرح كردند كه عامل حركت را در داخل خودِ پديده معرفى كرده و مىشناسد. اين مكتب مىگويد عامل حركتهايى كه در عالم