گفتمان روشنگر در مورد اندیشه های بنیادین - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٦٦ - رابطه تضاد با حركت
آقاى مصباح: بسم الله الرحمن الرحيم. الحمدلله رب العالمين و صلى الله على سيدنا محمد و آله الطاهرين، لا سيّما الحجة ابن الحسن العسكرى ارواحنا له الفداء. اللّهم عجّل لوليك الفرج والعافية والنصر واجعلنا من اعوانه و انصاره و مُنَّ علينا بعنايته.
با توجه به اينكه بايد مباحث را بگونهاى طرح نمود كه براى همه هموطنان و تمام كسانى كه علاقمند به بحث آزاد و مسائل ايدئولوژى هستند قابل فهم و استفاده باشد، لذا لازم است از حاشيه رفتن و پرداختن به بحثهاى ديگر خوددارى شود تا زودتر نتيجه بحث روشن گردد. گويا از مباحث گذشته اين سؤال پيش آمده است كه آيا اين بحثها صرفاً يك سلسله مباحث آكادميك است كه محققين مسائل خود را مطرح و حل مىكنند و يا اينكه رابطه مستقيم و روشنى با ايدئولوژى دارد و براى همگان مفيد خواهد بود؟ به بيان ديگر صرف نظر از اينكه بحثهاى ايدئولوژيك از نظر ما ضرورت قطعى دارند، ولى رابطه اين گونه بحثها با مسائل ايدئولوژى براى بعضى افراد خيلى روشن نيست. از اين روى لازم است بنده توضيحى در مورد ارتباط اين مباحث با ايدئولوژى عرض كنم تا ضرورت و جايگاه اين مباحث براى همگان روشن شود. لذا تقاضا مىكنم پنج دقيقه از وقت بعدى حقير را به وقت دوره اوّل اضافه بفرماييد تا بتوانم توضيحم را تمام كنم.
مجرى: شما ده دقيقه وقت داريد بفرماييد.
آقاى مصباح: از نظر اسلام، رفتار انسان زمانى داراى ويژگى انسانى خواهد بود كه مبتنى بر ايدئولوژى صحيح باشد. ايدئولوژى اسلام كه به معناى عام آن شامل جهانبينى هم مىشود، يك نظام فكرى منسجمى است كه از نقطه خاصى شروع مىشود و همه مسائل مربوط به ايدئولوژى بگونهاى زنجيروار به آن نقطه اوّل و سنگ بنا مربوط مىشوند. آن نقطه اوّل و سنگ بناى اين انديشه همان خداشناسى و خداپرستى است. و اين نقطه درست همان نقطه جدايى مكتبهاى مادّى از مكتب الهى است. يعنى وقتى ما جهانبينىها را به دو دسته اصلى تقسيم مىكنيم، يك طرف جهانبينى مادى با شُعَب خاص خودش قرار مىگيرد و در طرف ديگر جهانبينىهاى الهى قرار دارد. مسأله اساسىاى كه بين اين دو نوع جهانبينى مطرح مىباشد اين است