گفتمان روشنگر در مورد اندیشه های بنیادین - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٦٠ - تضاد
نمىگرديد. همينطور براى پى بردن به اينكه چطور مىشود يك چيزى حركت مىكند ـ در حركتهاى شتابدار و غير شتابدار ـ و يا چگونه يك چيزى گرم و يا سرد مىشود و... هرگز در پى تضاد نيستيد. وقتى تمام تحولاتى را كه در جهان رخ مىدهد مورد بررسى علمى قرار مىدهيد، [به بيان علمى از بررسىهاى خود مىپردازيد و آن را به زبان علم تبيين مىكنيد] ولى بيانهاى علمى مربوط به اينها هرگز يك بيان مشتمل بر قالبهاى تضادى نيست. بنابراين [در فلسفه] ما به دنبال تبيين تضاد و منشأ حركات هستيم ولى علوم در اين زمينه ساكت هستند و تبيين علمى مسأله آن چنان كه در علوم وجود دارد در فلسفه نيست. لذا وقتى ما به دنبال عامل حركت هستيم، بايد آن را براى خود روشن كنيم. حال چه جستجوى علمى و چه جستجوى فلسفى تفاوت ندارد. جستجوى علمى و جستجوى عالمان براى تبيين منشأ حركت چيزى نيست كه مشتمل بر مقولهاى به نام تضاد باشد. اين مطلب را همه كسانى كه دانشى دارند و از مقولات علمى اطلاعى كسب كردهاند و در اين زمينه آگاهى كافى دارند، مىدانند. بنابراين فقط تبيين فلسفى مسأله حركت باقى مىماند. يعنى اگر جايى براى طرح مسأله تضادّ وجود دارد، تنها آن جايى است كه مىخواهيم علت فلسفى حركت را توضيح بدهيم و يك تبيين كلى از همه جهان ارائه كنيم. توجه داريد كه بطور ناخواسته از اين سخنان زمينه پاسخ به يك سؤال فراهم مىشود، كه آيا تضاد يك عامل و تبيين فلسفى عام و كلى براى همه جهان است يا نه؟ فقط به بحثهايى كه گذشت اشاره مىكنم. ما در اينجا شنيديم كه تضاد عاميّت ندارد؛ يعنى به اين معنا نيست كه در همه پديدهها صدق بكند. البته نظر ديگرى هم بود كه مىگفت عموميّت دارد. خوب اشكالى ندارد. اختلاف تفسير و اختلاف نظر وجود دارد. مسألهاى كه بايد به خاطر داشت اين است كه عاميّت تضاد به چه معناست؟ ان شاء الله در مباحث بعدى تبيينِ فلسفىِ مولّدبودن تضادّ نسبت به حركت و مخصوصاً استدلال بر اين معنا روشن مىشود و به اين ترتيب مىتوانيم اين [مسأله] را به عنوان موضوع بحث بعدى در نظر گرفته و آن را مورد بررسى قرار بدهيم. من بيان بقيه نكاتى را كه لازم است در اين باب ذكر شود به جناب آقاى مصباح مىسپارم، اگر مايل هستند خودشان توضيح بفرمايند.
آقاى مصباح: در ادامه فرمايش آقاى سروش نكاتى به نظر بنده رسيد كه تذكّر آنها