گفتمان روشنگر در مورد اندیشه های بنیادین - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٥٩ - تضاد
يافت نمىشوند. لذا مىگوييم تحقق يافتن تناقض در يك مورد هميشه علامت خطا است. همين الآن اگر در حرفهايى كه من بيان مىكنم تناقضى وجود داشته باشد، اين خود علامت خطا و اشتباه بودن سخنان من است. پس اگر مىگوييم تناقض محال است، هرگز به اين معنا نيست كه كسى تناقض گويى نمىكند. بلكه به اين معنا است كه اگر كسى تناقض گفت، محال است كه هر دو سخنى كه گفته است درست باشد. چون با هم تناقض دارند هر دو تاى آنها راست و درست نيست. همينطور هر دو تاى آنها دروغ هم نيست. حتماً يكى راست و ديگرى دروغ است. اگر مىگوييم تضاد منطقى در عالم خارج وجود ندارد به اين معنا است كه محال است كه شما شيئى را بيابيد كه در آن وجود و عدم جمع شده باشد؛ يعنى محال است كه شما شيئى را بيابيد كه در آن، وجود و عدم جمع شده باشند و يا دو صفت ديگرى كه غير قابل اجتماع هستند جمع شده باشند.
نكته ديگرى كه بايد در اينجا اضافه كنيم اين است كه اصولا به سراغ عامل حركت و مولّد حركت رفتن به دو شكل ممكن است: ١ـ گاه اگر به سراغ علت حركت مىرويم به مفهوم و معناى فلسفى علت توجه داريم. ٢ـ گاهى اگر در پى علت حركت هستيم به مفهوم و معناى علمى علت توجه داريم. همه كسانى كه با علوم سر و كار دارند مىدانند وقتى در مدرسه و دانشگاه از مكانيك و شيمى و بيوشيمى و تمام اين علومى كه از تحولات بحث مىكنند، صحبت مىشود، تغيير در مكان و حركتهاى مكانى و تغيير در بدن موجود زنده و تحوّل در مواد و عناصر شيميايى مقصود مىباشد. بطور كلى هر جا در مباحث علمى سخن از مسائل مربوط به تحولات و تغييرات مطرح است، هرگز تضاد مقصود نيست. يعنى هيچ دانشمندى نگفته است كه تضاد بين اين شىء و آن شىء باعث شده كه فلان شىء حركت كند و متحول بشود. همينطور كه قبلا گفته شد اين سخنان محصول استنباط آنها از پديدههاى علمى است والاّ خود علم مدعى چنين سخنانى نيست. امّا اينكه آن استنباطها درست است يا نه، بايد در اينجا در مورد صحت و يا احتمالا عدم صحت آنها بحث مىشود. بنابراين وقتى در علم جستجو مىكنيد كه علت راديواكتيويته چيست و چطور مىشود كه يك دانه اتم شكافته مىشود، هرگز به دنبال دو چيزى كه با هم ضديّت و تنازع دارند،