گفتمان روشنگر در مورد اندیشه های بنیادین - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٥٥ - تضاد
مكان است كه به اصطلاح همان غلبه بر سكون مىباشد. يعنى غلبه جابجايى بر سكون. به همين علت انگلس گفته است كه حركت در مكان خودش يك نوع تضاد مىباشد. يك نوع تضادى است كه به حركت مىانجامد. ولى آنچه كه مورد بحث است، مسأله تغيير تكاملى جهان هستى و فنرهاى محرّك اين تغيير است. بر پايه همان توضيحاتى كه گذشت مىگويم فنرهاى محرّك اين تغيير به صورت تضاد بروز مىكنند. بههر حال ديگر نمىخواهم وقت را بگيرم.!
مجرى: متشكرم. هر كدام از آقايان مىتوانند صبحت كنند. آقاى مصباح و آقاى سروش هر دو وقت دارند. آقاى مصباح ١٢ دقيقه و آقاى سروش حدود ١٥ دقيقه وقت دارند. حال به ميزانى كه ضرورى مىدانيد از وقت استفاده كنيد.
آقاى سروش: البته تعدادى از مباحث باقى مانده است كه طبعاً بايد در جلسات ديگرى درباره آنها سخن بگوييم. يكى مسأله عليّت تضاد براى حركت است كه آيا واقعاً مولّد هر حركت و هر تغييرى ـ به طور اعم ـ تضاد است يا چيز ديگرى است؟ البته اينجا اشاره شد و مقدارى از گفتگوهاى اخير ناظر به همين مطلب بود. شايد جا داشته باشد گفتگوى بيشترى در اين زمينه صورت بگيرد و استدلال محكمترى در اينجا ذكر شود. نكته دوم اينكه تاكنون بيش از آن كه به بحث استدلالى بپردازيم، بيشتر در تبيين خود مفاهيم كوشيدهايم. در حقيقت ما مايل بوديم كه از زبان و ناحيه دوستان دقيقاً تعريف تضاد را بفهميم و بدانيم در منطق و يا در تئورى ديالكتيك به چه چيزى ضد گفته مىشود. بحث و مسأله مهمتر دليل عاميّت مطلق و يا عاميّت نسبى اين اصل در جهان هست كه چيست؟ يعنى چگونه پيدا شده است؟ و به چه دليل و بر چه پايه و مبنايى ديالكتيسينها به اين نتيجه رسيدهاند و اين سخن را باور كردهاند؟ و در مرتبه دوم بررسى دليلِ مولّد بودن تضاد نسبت به حركت است و اينكه دليل اين ادعا چيست؟ يعنى چرا و به چه دليل و از كجا ديالكتيسينها به اين نتيجه رسيدهاند كه هر حركتى معلول تضاد است و هر تضادّى مولّد حركت و تغييرى مىباشد؟ بواسطه ضيق فرصت، مقدارى از مباحث به نوبت آينده واگذار مىشود ولى من تمايل دارم در اينجا با استناد به برهان، راجع به نظر فيلسوفان اسلامى يا دست كم فيلسوفانى كه آراى آنها مورد قبول ماست و آن نظريات را پذيرفتهايم توضيحاتى را