گفتمان روشنگر در مورد اندیشه های بنیادین - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٥٤ - تضاد
است. اين سخن خود يك حرف عجيب ديگرى است. عامل جابه جايى حركت است؟!!! يعنى چه؟!! حركت خودِ جابه جايى است نه عامل آن. فكر نمىكنم كه در ذهن من تناقض باشد. در ذهن شما هم نيست. اشكال در اين سخنى است كه شما مىگوييد. اشكال در ذهن بنده و شما نيست. تعبير شما به گونهاى است كه با تعريف تضاد درست در نمىآيد. پس يا تعريف حركت صحيح نيست و يا تعريف تضاد. يك كدام از اينها بايد عوض شود. والاّ با اين گرفتارى و مشكل مواجه مىشويم.
مجرى: به عنوان توضيح عرض مىكنم هنوز وقت داريد.
آقاى نگهدار: به نظر من بحث روشن است. به مسأله نزديك مىشويم و پاسخى هم براى آن پيدا مىكنيم. ولى در اينجا آن را با يك سرى گفتگوهاى جدلى ناتمام رها كرده و بر سر مفهومى كه به نظر من روشن و صريح است، وقت را تلف مىكنيم. چون واضح است كه معنى حركت و تضاد و رابطهشان چيست. بههر حال بحث را از جنبههاى ديگر هم مىشود مورد بررسى قرار داد. شايد در عرصههاى ديگر مشكل آقاى سروش روشن بشود.
مجرى: بسيار خوب. اگر نكتهاى براى بيان نمودن نداريد، پس به آقاى طبرى اجازه بدهيد سخن بگويند. گويا ايشان مىخواستند نكتهاى را بگويند. البته هنوز چند دقيقهاى از وقت شما [آقاى نگهدار] ـ حدود سه دقيقه ـ باقى مانده است.
آقاى نگهدار: در مورد اين مسأله؟
مجرى: مثل اينكه ايشان مىخواهند از وقتشان استفاده كنند.
آقاى نگهدار: معذرت مىخواهم. فكر مىكنم كه مفهوم واژه «گرايش مسلط» در جريان بررسى اين مسأله حلّ شده است؟
مجرى: آقاى طبرى بفرماييد.
آقاى طبرى: مىخواستم عرض كنم كه در اينجا كلمه حركت اشتراك لفظى دارد. حركت، هم به معناى تغيير و هم به معناى حركت در مكان به كار مىرود. مثل اينكه اين دو تا با همديگر مخلوط شدهاند. اگر حركت را به معناى تغيير در نظر بگيريم، معناى عامترى دارد و به طور كلى حركت در مكان را كه يك حركت خاصى است، در بر مىگيرد. گويا اين توضيحى كه آقاى نگهدار بيان كردند، بيشتر درباره حركت در