گفتمان روشنگر در مورد اندیشه های بنیادین - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٥١ - تضاد
آقاى مصباح: معذرت مىخواهم. پس جنابعالى بايد براى تضادّ معنايى غير از آنچه آقاى طبرى گفتند ارائه كنيد. چون به نظر ايشان تضاد يك مرحله خاصى است كه در آن پديده كهنه به پديده نو تبديل مىشود. ضدّيت فقط در همين مرحله خاص وجود دارد، در حالى كه شما مىفرماييد تضاد علت حركت است. و تضادهاى قبلى كه هنوز به اين درجه و مرحله خاص نرسيدهاند را هم علت مىشماريد. يعنى هنوز بايد امورى محقق شوند و تضادّ شدت پيدا كند و به درجه تكامل برسد تا حركت به وجود بيايد.
آقاى نگهدار: اگر اينگونه برداشت نماييد و اينگونه بفرمايند كه ما يك رشته حركات در جهان خارج داريم كه از تضاد ناشى نشده باشد، فكر نمىكنم آقاى طبرى چنين چيزى گفته باشند. ما حركتى در خارج نداريم كه از تضاد ناشى نشده باشد.
آقاى مصباح: طبق كدام معنى از تضاد سخن مىگويند. طبق معنايى كه ايشان گفتند و يا معناى جديدى هست كه ما نمىدانيم؟ و يا به معناى قديم و كلاسيك سخن مىگوييد؟
آقاى نگهدار: فكر مىكنم آن تعريفى كه من مطرح كردم، همان تعريفى است كه هگل ارائه مىدهند و بعد هم انگلس به اصطلاح آن را معكوس كرده و به عنوان تضاد ديالكتيكى توضيح مىدهد. آن مطالبى كه من مطرح كردم بر اساس چيزهايى است كه ما از آنها آموختيم.
آقاى مصباح: ممكن است خواهش كنيم شما تعريف خودتان را از تضاد بيان بفرماييد تا ما يادداشت كنيم؟ شما تضاد را چه مىدانيد؟ تعريف و معناى ايشان از تضاد تا حدّى روشن شد. به نظر شما تضاد به چه معنا است؟
آقاى نگهدار: تضاد آن نيرو و عامل محرِّكى است كه حركت را پديد مىآورد و در درون اشيا و پديدهها به چشم مىخورد و عموماً تقابل دو عامل متخالف يا متضاد است.
آقاى سروش: آقاى نگهدار، اين تعريف كه تعريف نيست. توجه داريد كه «تضادّ، تخالف دو عامل متضادّ است».
آقاى نگهدار: تضاد منشأ است. اگر بخواهيد به اين شكل به پيش برويم، تضاد