گفتمان روشنگر در مورد اندیشه های بنیادین - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٥٠ - تضاد
متافيزيسينها و ديالكتيسينها، يعنى بين ديالكتيك و متافيزيك مطرح بوده اين است كه آيا علت حركت در خود شىء است يا در خارج از شىء؟ يعنى در آنها شىء ديگرى غير از خود متحرك هست كه محرّكِ اين حركت مىباشد يا علت حركت را بايد در خود شىء متحرك جستجو كرد؟ ديالكتيك به اين سؤال اينگونه پاسخ مىدهد كه علت حركت را بايد در خود شىء يا خود پديده جستجو كرد. بعد در ادامه چنين توضيح مىدهد كه حركت ناشى از تضادهايى است كه در درون پديده وجود دارد. البته در تضاد درونى تأثيرات بيرونى و تأثير حركتهاى بيرونى بر روى عوامل درونى را نيز در نظر مىگيرد. ولى در كل، علت حركت را درونى مىداند و ريشه آن را تضاد بيان مىكند. روى سخنم با آقاى سروش است لطفاً دقت كنيد كه در خود حركت هم به عنوان يك پديده خارجى كه نوع سافل آن حركت مكانيكى است و به عنوان يك پديده خارجى ديده مىشود نيز تضاد وجود دارد. تضاد بين «بودن» و «نبودن». يعنى آن بودن و اين نبودن. امّا خود همين پديدهاى كه به اسم حركت آن را مىشناسيم و در تمام اشيا و پديدهها ديده مىشود، ناشى از تضادى است كه در درون اشيا و پديدهها وجود دارد و ما در موارد متعدد و در عرصههاى گوناگون مىتوانيم اين تضادّ را تشخيص بدهيم. از سخنان رفيقمان طبرى در مورد عام بودن تضاد كه آيا ذاتى تمام اشيا و پديدهها است يا گرايش مسلط بر پديدههاست، چنين استنباط شد كه مثلا برخى حركات ناشى از تضاد نيست و منشأ درونى ندارد بلكه منشأ بيرونى دارد و ما نمىتوانيم بر اساس ديالكتيك آن را توضيح بدهيم. امّا واقعيّت اين چنين نيست.
آقاى سروش: يعنى به نظر شما اينگونه نيست؟
آقاى نگهدار: خوب بله ......
آقاى سروش: بله.
آقاى نگهدار: ديالكتيك تضادّ را منشأ حركت و علت آن مىداند و حركت را هم درونى و جوهرى مىشناسد و اين چنين نيست كه بگوييم حركت ناشى از تضاد نيست. حتى خود حركت هم ناشى از تضاد است. در دور قبل توضيح داديم كه اين يك سيستم منطقى را براى برخورد با پديدهها و تحليل و تفسير و شناخت آنها در جريان حركت و در جريان تحركشان در اختيار ما قرار مىدهد.