گفتمان روشنگر در مورد اندیشه های بنیادین - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٤٦ - تضاد
كرد. مثلا وقتى ما از تضاد صحبت مىكنيم به طور كلى كلمه تضاد و تقابل را به يك معنا در نظر مىگيريم. تقابل در طبيعت و جامعه هميشه به صورت آنتاگونيست و غيرآنتاگونيست بروز نمىكند بلكه گاهى در محدوده فرق و تمايز و تباين باقى مىماند و به صورت تضادّ آنتاگونيست و غيرآنتاگونيست ظهور پيدا نمىكند. اگر بخواهيم به اصل تضاد كليّت بدهيم تا در همه جا تضاد آنتاگونيستى و غيرآنتاگونيستى را مشاهده بكنيم، طبيعتاً دچار اشكال خواهيم شد.
آقاى سروش: يعنى اگر بگوييم در همه جا تضاد آنتاگونيستى و غيرآنتاگونيستى مصداق دارد، درست نيست؟
آقاى طبرى: بله. اگر بگوييم كه تضاد آنتاگونيستى و غيرآنتاگونيست [كليّت دارد، درست نيست، بلكه] گرايش مسلط در روند تكاملىِ وجود است. اين تعبير درست است.
آقاى سروش: آقاى طبرى گمان مىكنم كه دوباره به همان نقطه اوّل برگشتيم. بنا بود شما با اين توضيحات اصطلاح «گرايش مسلط» را معنا كنيد.
آقاى طبرى: اگر توجه بفرماييد من توضيح مىدهم كه تضاد و تقابل ممكن است اشكال گوناگونى پيدا كند و به صورت تقابل و تمايز و تباين و غيره محقق مىشود. تضاد آنتاگونيستى و غيرآنتاگونيستى حالت خاصى از تكاملِ تباين و تمايز است.
آقاى سروش: بسيار خوب.
آقاى طبرى: اين حالت خاص از تضاد مىتواند در برخى پديدهها باشد و در برخى پديدههاى ديگرى نباشد.
آقاى سروش: مىتواند نباشد؟ بسيار خوب.
آقاى طبرى: به همين جهت است كه كليّت آن از نقطه نظر كل وجود است. كليّت آن در هر پديده به صورت منفرد نيست. اين نكتهاى است كه من عرض كردم.
آقاى سروش: من هم عرض كردم كه هر پديدهاى مصداق تضاد نيست. بسيار خوب.
آقاى طبرى: يعنى مصداق تضاد آنتاگونيستى و غيرآنتاگونيستى نيست.
آقاى سروش: بله، نيست. بيرون از آنها هم كه تضادى نيست. پس اسم آن چيز