گفتمان روشنگر در مورد اندیشه های بنیادین - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٤٤ - تضاد
و در اجتماع هباء ـ آشفتگى ـ و تضاد، نقش بازى مىكنند و قوانين راه خودشان را از داخل تصادفات بطرف جلو باز مىنمايند. البته به شكل خط مستقيم راه خود را باز نمىكنند بلكه حركت «تزاريسى» است. مسير پر از تزاريس است. همان طورى كه عرض كردم در اين حركت سير قهقهرايى و درجا زدن و حركت دورانى و حالت شتاب هم ممكن است وجود داشته باشد. همانگونه كه به دورههاى بنبستى هم مىرسد. خلاصه مسير حركت تكاملى، تنوّع خيلى عظيمى را نشان مىدهد و اين تنوع عظيم را از لابلاى تصادفات نشان مىدهد. ديالكتيك از يك سو در بين قانونيّت و علميّت و از سوى ديگر در بين تصادفها قرار دارد. و اگر طبيعت و جامعه را به آن شكلى كه حركت مىكنند بيان نكنيم، طبيعتاً از واقعيت منحرف شدهايم. پس گرايش مسلط براى ساختن گريزگاه نيست بلكه بنا به درك ما شيوه زندگى طبيعت و جامعه است. مگر اينكه ثابت بشود ما اين شيوه زندگى را به درستى درك نكردهايم. پس به اين ترتيب قوانين وجود دارند. عليّت وجود دارد ولى راه خودش را از انبوه تصادفات و از طريق جاده خيلى پر تزاريسى طى مىكند. به همين علت است كه گمراهى و سوء تفاهم و انواع و اقسام چيزها را ايجاد مىكند. اگر ما بخواهيم در طرز تفكر خودمان مطلقگرا باشيم و يك پديده را در يك مرحله معيّن ببينيم و آنرا به طور يكنواخت در همه مراحلش انطباق بدهيم، به ناچار دچار اشتباه خواهيم شد.
آقاى سروش: آقاى طبرى، براى اينكه مطلب واضح بشود ممكن است از سخن شما اينگونه نتيجه بگيرم كه منظور از گرايش مسلط بودنِ تضادّ اين است كه همه پديدهها مصداق اين قانون نيستند. آيا اين سخن درست است؟
آقاى طبرى: آنگونه كه شما نتيجهگيرى كرديد دقيق نيست. يعنى اگر چه كوشش مىكنيد و كاملا با صداقت نظر ما را فرموله مىنماييد، ولى با آن چيزى كه در ذهن من است تفاوت دارد و كاملا منطبق نيست. خيلى چيزها در ذهن من هست كه هنوز بيان نشده يا هنوز انتقال پيدا نكرده است. ما كليّت قانون ديالكتيك را مورد ترديد قرار نمىدهيم. ولى مسأله بر سر اين است كه كليّت قوانين، بطور عينى در ذهن ما انعكاسى دارد و بازتابى پيدا مىكند كه لازم نيست اين بازتاب، هميشه منطبق با واقعيت باشد. بشر كوشش مىكند تا در مسير معرفت خودش به وسيله تحقيق و تعميم و غيره، بر